X
تبلیغات
من کنت مولا فهذا علی مولا

من کنت مولا فهذا علی مولا

گالری عکس غدیر

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 13:15  توسط مرتضی   | 

واقعه غدير هرگز فراموش نمي شود

 واقعه غدير هرگز فراموش نمي شود

اراده حكيمانه خداوند بر اين تعلق گرفته است كه واقعه تاريخي غدير در تمام قرون واعصار، به صورت زنده در دلها وبه صورت مكتوب در اسناد وكتب، بماند ودر هر عصر وزماني نويسندگان اسلامي در كتابهاي تفسيروحديث وكلام وتاريخ از آن سخن بگويند وگويندگان مذهبي در مجالس وعظ وخطابه در باره آن داد سخن دهند وآن را از فضايل غير قابل انكار حضرت علي عليه السلام بشمارند. نه تنها خطبا وگويندگان، بلكه شعرا وسرايندگان بسياري از اين واقعه الهام گرفته اند وذوق ادبي خود را از تامل در زمينه اين حادثه واز اخلاص نسبت به صاحب ولايت مشتعل ساخته اند وعاليترين قطعات را به صورت هاي گوناگون وبه زبانهاي مختلف از خود به يادگار نهاده اند.
از اين جهت، كمتر واقعه تاريخي همچون رويداد غدير مورد توجه دانشمندان، اعم از محدث ومفسرومتكلم وفيلسوف وخطيب وشاعر ومورخ وسيره نويس، قرار گرفته است وتا اين اندازه در باره آن عنايت مبذول شده است.
يكي از علل جاوداني بودن اين حديث، نزول دو آيه از آيات قرآن كريم در باره اين واقعه است (8) وتا روزي كه قرآن باقي است اين واقعه تاريخي نيز باقي خواهد بود واز خاطرها محو نخواهد شد.
جامعه اسلامي در اعصار ديرينه آن را يكي از اعياد مذهبي مي شمرده اند وشيعيان هم اكنون نيز اين روز را عيد مي گيرند ومراسمي را كه در ديگر اعياد اسلامي برپا مي دارند در اين روز نيز انجام مي دهند.
از مراجعه به تاريخ به خوبي استفاده مي شود كه روز هجدهم ذي الحجة الحرام در ميان مسلمانان به نام روز عيد غدير معروف بوده است، تا آنجا كه ابن خلكان در باره مستعلي بن المستنصر مي گويد:در سال 487 هجري در روز عيد غدير كه روز هجدهم ذي الحجة الحرام است مردم با او بيعت كردند. (9) والعبيدي در باره المستنصر بالله مي نويسد:وي در سال 487 هجري، دوازده شب به آخر ماه ذي الحجه باقي مانده بود كه درگذشت. اين شب همان شب هجدهم ذي الحجه، شب عيد غدير است. (10)
جهت خواندن جزئیات بیشتر به ادامه مطلب . . .    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 10:28  توسط مرتضی   | 

حج الوداع پیامبر و واقعه غدیر

 حج الوداع پیامبر و واقعه غدیر   

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم در سال دهم هجرت برای انجام فریضه وتعلیم مراسم حج‏به مکه عزیمت کرد. این بار انجام این فریضه با آخرین سال عمر پیامبر عزیز مصادف شد و از این جهت آن را «حجة الوداع‏» نامیدند. افرادی که به شوق همسفری ویا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد وبیست هزار تخمین زده شده‏اند.
مراسم حج‏به پایان رسید وپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم راه مدینه را،در حالی که گروهی انبوه او را بدرقه میکردند وجز کسانی که در مکه به او پیوسته بودند همگی در رکاب او بودند، در پیش گرفت. چون کاروان به پهنه بی آبی به نام «غدیر خم‏» رسید که در سه میلی «جحفه‏» (1) قرار دارد، پیک وحی فرود آمد وبه پیامبر فرمان توقف داد. پیامبر نیز دستور داد که همه از حرکت‏باز ایستند وبازماندگان فرا رسند.
کاروانیان از توقف ناگهانی وبه ظاهر بی موقع پیامبر در این منطقه بی آب، آن هم در نیمروزی گرم که حرارت آفتاب بسیار سوزنده وزمین تفتیده بود، در شگفت ماندند.مردم با خود می‏گفتند: فرمان بزرگی از جانب خدا رسیده است ودر اهمیت فرمان همین بس که به پیامبر ماموریت داده است که در این وضع نامساعد همه را از حرکت‏باز دارد وفرمان خدا را ابلاغ کند.
فرمان خدا به رسول گرامی طی آیه زیر نازل شد:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس .(مائده:67)
«ای پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است‏به مردم برسان واگر نرسانی رسالت‏خدای را بجا نیاورده‏ای; و خداوند تو را از گزند مردم حفظ می‏کند».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 9:42  توسط مرتضی   | 

داستان غدیر

داستان غدیر

حمد و ثناي اللهي

حمد و سپاس خدايی را كه در يگانگي خود بلند مرتبه، و در تنهايي و فرد بودنش نزديك است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظيم است. علم او به همه چيز احاطه دارد در حالي كه در جاي خود است، و همه مخلوقات با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد. هميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود. صاحب عظمتي كه از بين رفتني نيست. ابتدا كننده و بازگرداننده اوست و هر كاري به سوي او باز مي گردد. به وجود آورنده بالا برده شده ها (آسمان ها و افلاك) و پهن كننده گسترده ها (زمين)، يگانه حكمران زمين ها و آسمان ها، پاك و منزّه و تسبيح شده، پروردگار ملائكه و روح، تفضّل كننده بر همه آنچه خلق كرده، و لطف كننده بر هر آنچه به وجود آورده است. هر چشمي زير نظر اوست ولي چشم ها او را نمي بينند. كَرم كننده و بردبار و تحمّل كننده است. رحمت او همه چيز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است. در انتقام گرفتن خود عجله نمي كند و به آنچه از عذابش كه مستحقّ آنند مبادرت نمي ورزد. باطن ها و سريره ها را مي فهمد و ضماير را مي داند، و پنهان ها بر او مخفي نمي ماند و مخفي ها بر او مشتبه نمي شود. او راست احاطه بر هر چيزي و غلبه بر همه چيز و قوّت در هر چيزي و قدرت بر هر چيزي، و مانند او شيئي نيست. اوست به وجود آورنده شي (چيز) هنگامي كه چيزي نبود. دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است. خداوندي جز او كه با عزت و حكيم است نیست. بالاتر از آن است كه چشمها او را درك كنند ولي او چشمها را درك مي كند و او لطف كننده و آگاه است. هيچكس نمي تواند با ديدن به صفت او راه يابد، و كسي به چگونگي او از سر و آشكار دست نمي يابد، مگر به آنچه خود خداوند عزوجل راهنمايي كرده است. گواهي مي دهم به او كه اوست خدا، خدايي كه قُدس و پاكي و منزّه بودن او روزگار را پر كرده است. او كه نورش ابديّت را فرا گرفته است. او كه دستورش را بدون مشورتِ مشورت كننده اي اجرا مي كند و در تقديرش شريك ندارد و در تدبيرش كمك نميشود. آنچه ايجاد كرده بدون نمونه و مثالي تصوير نموده و آنچه خلق كرده بدون كمك از كسي و بدون زحمت و بدون احتياج به فكر و حيله خلق كرده است. آنها را ايجاد كرد پس به وجود آمدند و خلق كرد پس ظاهر شدند. پس اوست خدايي كه جز او خدايي نيست. صنعت او محكم و كار او زيباست. عادلي كه ظلم نمي كند و كرم كننده اي كه كارها به سوي او باز مي گردد. شهادت مي دهم اوست خدايي كه همه چيز در مقابل عظمت او تواضع كرده و همه چيز در مقابل عزّت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شده اند. پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاك و مسخّر كننده آفتاب و ماه، كه همه با زمان ِتعيين شده در حركت هستند. شب را بر روي روز و روز را بر روي شب مي گرداند، كه به سرعت در پي آن مي رود. در هم شكننده هر زور گوي با عناد، و هلاك كننده هر شيطان سر پيچ و متمرّد. براي او ضدّي و همراه او معارضي نبوده است. يكتا و بي نياز است. زاييده نشده و نمي زايد، و براي او هيچ همتايي نيست. خداي يگانه و پرودگار با عظمت. مي خواهد پس به انجام مي رساند، و اراده مي كند پس مقدّر مي نمايد، و مي داند پس به شماره مي آورد. مي ميراند و زنده مي كند، فقير مي كند و غني مي نمايد، مي خنداند و مي گرياند، نزديك مي كند و دور مي نمايد، منع مي كند و عطا مي نمايد. پادشاهي از آن ِاو و حمد و سپاس براي اوست. خير به دست اوست و او بر هر چيزي قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو مي برد. نيست خدايي جز او كه با عزّت و آمرزنده است. اجابت كننده دعا، بسيار عطا كننده دعا، بسيار عطا كننده، شمارنده نَفَس ها و پرودگار جن ّو بشر، كه هيچ امري بر او مشكل نمي شود، و فرياد دادخواهان او را منضجر نمي كند، و اصرارِ اصرار كنندگانش او را خسته نمي نمايد. نگهدارنده صالحين و موفّق كننده رستگاران و صاحب اختيار مومنان و پروردگار عالميان. خدايي كه از آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالي شكر و سپاس گويند. او را سپاس بسيار مي گويم و دائماً شكر مي نمايم، چه در آسايش و چه در گرفتاري، چه در حال شدت و چه در حال آرامش. و به او و ملائكه اش و كتاب ها و پيامبرانش ايمان مي آورم. دستور او را گوش مي دهم و اطاعت مي نمايم و به آنچه او را راضي مي كند مبادرت مي ورزم و در مقابل مقدرات او تسليم مي شوم به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا كه اوست خدايي كه نمي تواند از مكر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداريم (يعني ظلم نمي كند).

 جهت خواندن جزئیات بیشتر به ادامه مطلب . . .   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 8:12  توسط مرتضی   | 

سند حدیث غدیر در کتابها

سند حدیث غدیر در کتابها

کتب مفصلی در زمینه بحث‌های رجالی و تاریخی مربوط به سند حدیث غدیر تألیف شده‌است که بهترین نمونه آن کتاب  الغدیر  تألیف علامه بزرگ شیخ عبد الحسین امینی نجفی معروف به  علامه امینی  رضوان الله علیه‌است.

در این کتاب‌ها، اسماء راویان حدیث غدیر جمع آوری شده و از نظر رجالی در باره موثق بودن راویان بحث شده و تاریخچه مفصلی از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین شده و جنبه‏های اعجاب انگیز آن در زمینه‏های اسناد و رجال تبیین گردیده‌است. ذیلا به دو نمونه اشاره می‏شود :

ابوسعد مـسعودبن ناصـر سجستانی از علمای اهل سنت کتابی در هفده جز به نام الدرایه فی حدیث الولایه تالیف کرده و این حدیث را از صد و بیست صحابی نقل کرده‌است .

 ابوالمعالی جوینی  می‏گوید: در بغداد در دست صحافی یک جلد کتاب دیدم که بر جلد آن چنین نوشته بود:«جلد بیست و هشتم از اسناد حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» و بعد از این مجلد بیست و نهم خواهد بود.» (۱)

  ابن کثیر  می‏گوید:« کتابی در دو جلد ضخیم دیدم که   طبری  در آن، احادیث غدیر خم را جمع آوری کرده بود.» (۲)

اگر چه کتاب برای معرفی در این زمینه بسیار زیاد است ولی در اینجا چند کتاب به عنوان راهنمایی و برای آگاهی از مباحث مربوط به سند حدیث غدیر معرفی می‏شود:

1.       تفسیر الطبری، ج ۳ ص ۴۲۸

2.       الخصائص (السیوطی)، ص ۱۸

3.       سنن الترمذی، ج ۵ ص ۵۹۱

4.       صحیح الترمذی، ج ۱ ص ۳۲ ، ج ۲ ص ۲۹۸ ، ج ۵ ص ۶۳۳

5.       صحیح مسلم، ج ۴ ص ۱۸۷۳

6.       الطرائف،  سید ابن طاووس ص ۳۳.

7.       کشف المهم فی طریق خبر غدیر خم،  سید هاشم بحرانی

8.       بحار الأنوار،  علامه مجلسی ، ج ۳۷، ص ۱۸۱ و ۱۸۲

9.       عوالم العلوم   شیخ عبدالله بحرانی ،ج ۱۵/۳ ص ۳۰۷ تا ۳۲۷

10.   عبقات الأنوار،    میرحامد حسین هندی ، جلد غدیر

11.     الغدیر ،   علامه امینی ، ج ۱، صص ۱۲ تا ۱۵۱، و ۲۹۴ تا ۳۲۲

12.   خلاصه عبقات الأنوار، علامه محقق   سید علی حسینی میلانی  دامت افاضاته، جلد غدیر

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 22:15  توسط مرتضی   | 

الفبای غدیر

فقه غدير

غدير دريايى از معارف است. فقه، فرهنگ، كلام، اخلاق و تفسير، همه را دارد؛ ولى دريغ كه گوهرهايش تا كنون استخراج نشده است، هر چند دستان سخاوتمند امواج غدير گاه دانه‏هاى گرانبهايى را به ساحل‏نشينانش ارزانى داشته است.

در اين نوشتار بر آنيم نگاهى به فقه غدير افكنيم، پيش از ورود به بحث توجه به چند نكته ضرورى مى‏نمايد:

1 مراد از فقه غدير اعمال مستحب اين روز است. روايات سى و شش عمل را در اين روز مستحب شمرده‏اند كه ما آنها را به ترتيب حروف الفبا ارائه مى‏كنيم.

2 اين تعداد حكم براى يك روز نشان از اهميت، حساسيت و عظمت آن دارد. در اسلام براى هيچ روزى، هر چند بسيار مهم و مقدس، اين تعداد حكم ارائه نشده است. در برخى از روزهاى مهم مانند فطر و قربان، عرفه و مباهله اعمال متعددى مستحب شمرده شده، ولى اگر همه آنها را به يكديگر ضميمه كنيم، با مستحبات غدير برابرى نمى‏كنند.

3 دومين ويژگى فقه غدير جامعيت است. در هر زمينه‏اى عملى وارد شده، اعمالى جامع و بى كم و كاست؛ از عمل عبادى تا برنامه سياسى همايش و طرح اقتصادى ايجاد مساوات همه در فقه غدير گرد آمده است. گستردگى و غناى اين اعمال چنان است كه مى‏توان گفت در آينه فقه كامل غدير كمال دين تجلى يافته است.

4 سومين ويژگى فقه غدير اين است كه براى اعمال آن فضيلتهاى منحصر بفرد قرار داده‏اند؛ كه در جاى ديگر به چشم نمى‏خورد و اين حتى از فضيلتهاى ماه رمضان نيز بيشتر است. مرحوم ميرزا جواد آقا تبريزى مى‏گويد: «فضيلتى كه براى روز غدير وارد شده نسبت به فضيلتهاى ماه رمضان زيادتر است.» (1)

در خلال اعمال غدير به برخى از اين فضيلتها اشاره خواهد شد.

5 چرا اين حجم از اعمال را، با آن همه فضيلت، براى روز غدير قرار داده‏اند؟ امام صادق (ع) در پاسخ بدين پرسش مى‏فرمايد: «اعظاما ليومك؛ (2) تا با اين اعمال روز غدير را بزرگ بدارى».

اين سخن امام ششم(ع) دو حقيقت را آشكار مى‏سازد: يكى اينكه بايد روز غدير را بزرگ داشت و ديگر اينكه بزرگداشت غدير با انجام دادن اعمال ويژه اين روز تحقق مى‏يابد.

الف  افطارى دادن

در ميان اعمل روز غدير افطارى دادن به مؤمن جايگاهى والا دارد. بر اساس روايات در اين عمل فضيلتى بزرگ نهفته است. امام على(ع) مى‏فرمايد: من افطر مؤمنا فى ليلة فكأنما افطر فئاما... (3)

كسى كه مؤمن روزه‏دارى رادر غدير افطار دهد، مانند اين است كه ده فئام را افطار داده است. فردى پرسيد: اى اميرمؤمنان(ع) «فئام» چيست؟ حضرت فرمود: صد هزار پيامبر(ص) و صديق و شهيد. آنگاه ادامه داد: پس چگونه خواهد بود فضيلت كسى كه جمعى از مؤمنين و مؤمنات را تكفل كند.

شبيه به اين روايت، حديثى از امام صادق(ع) نيز نقل شده است. (4)

بر اساس برخى از روايات امام رضا(ع) در روز غدير گروهى را براى افطار نزد خود نگاه داشت . (5)

ب برادر شدن

روز ولايت روز برادرى است و روز برادرى روز ولايت است؛ اين دو با يكديگر پيوندى ناگسستنى دارند و حلقه وصلشان ايمان است؛ زيرا از سويى ايمان با ولايت پا مى‏گيرد و از سوى ديگر اهل ايمان برادر يكديگرند. (انما المؤمنون اخوة) (6)

به همين دليل عقد برادرى يكى از آداب روز غدير شمرده شده است. اين عقد به صورت زير است : يكى از دو نفر دست راست خود را بر دست راست ديگرى مى‏گذارد و مى‏گويد:

و اخيتك فى الله و صافيتك فى الله و صافحتك فى الله و عادهت الله و ملائكته و رسله و انبيائه و الائمة المعصومين(ع) على أنى إن كنت من اهل الجنة و الشفاعة و أذن لى بأن أدخل الجنة لا ادخلها الا و أنت معى.

با تو در راه خدا برادر مى‏شوم؛ با تو در راه خدا راه صفا و صميميت در پيش مى‏گيرم؛ با تو در راه خدا دست مى‏دهم و با خدا، ملايكه، كتابها، فرستادگان و پيامبرانش و ائمه معصومين(ع) عهد مى‏بندم كه اگر از اهل بهشت و شفاعت شده، اجازه ورود به بهشت يافتم، داخل آن نشوم مگر آنكه تو با من همراه شوى.

آنگاه ديگرى مى‏گويد: قبلت؛ يعنى، قبول كردم. سپس مى‏گويد: اسقطت عنك جميع حقوق الاخوة ما خلا الشفاعة و الدعاء و الزيارة؛ جز شفاعت و دعا و زيارت، همه حقوق برادرى را ساقط كردم. (7)

بيرازى جستن

امام صادق(ع) فرمود: تبرى إلى الله عز و جل ممن ظلمهم حقهم؛ (8) در روز غدير از كسانى كه به اهل بيت(ع) ستم كردند بيزارى مى‏جويى.

پ پوشيدن لباس پاكيزه و نو

امام صادق(ع) فرمود: يحب ... أن يلبس المؤمن انظف ثيابه و افخرها؛ (9) در روز غدير لازم است مؤمن پاكيزه‏ترين و فاخرترين لباس خود را بپوشد. مرحوم ميرزا جواد آقا تبريزى اين عمل را از مستحبات مؤكد غدير مى‏شمرد. (10)

تـ  تبريك و تهنيت

تبريك و تهنيت از برجسته‏تريم آداب هر عيدى است. در اسلام نيز سنت تبريك و تهنيت در عيد غدير جايگاهى ويژه يافته است. پيامبر(ص) بر تبريك گفتن در اين تأكيد مى‏ورزيد و به مردم مى‏فرمود: هنئونى هنئونى؛ (11) به من تهنيت بگوييد، به من تهنيت بگوييد.

امام صادق(ع) شيوه تهنيت گفتن در روز غدير را چنين آموزش داده است:

وقتى يكديگر را ملاقات كرديد، بگوييد: الحمدلله الذى اكرمنا بهذا اليوم و جعلنا من الموفين بعهده الينا و ميثاقه الذى واثقنا به من ولاية ولاة امره و القوام بقسطه و لم يجعلنا من الجاحدين و المكذبين بيوم الدين. (12)

سپاس خداى را كه ما را به اين روز گواهى داشت و ما را از مؤمنان و كسانى قرار داد كه به پيمان و ميثاقى كه در باره واليان امرش و بر پا دارندگان قسط و عدالتش از ما گرفته است وفا كرديم و ما را از انكاركنندگان و تكذيب‏كنندگان رستاخيز قرار نداد.

امام رضا(ع) فرمود كه، هنگام برخورد با يكديگر بگوييد:

الحمدلله الذى جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمؤمنين(ع) (13)

سپاس خداى را كه ما را از تمسك‏كنندان به ولايت اميرمؤمنان(ع) قرار داده است.

تبسم

امام رضا(ع) فرمود: ... و هو يوم التبسم فى وجوه الناس من اهل الايمان فمن تبسم فى وجه اخيه يوم الغدير نظر الله اليه يوم القيامة بالرحمة و قضى له الف حاجة و بنى له فى الجنة قصرا من در بيضاء و نضر وجهه ... (14)

روز غدير روز تبسم به روى مؤمنين است. كسى كه در اين روز به روى برادر مؤمنش تبسم كند، خداوند، در روز قيامت، نظر رحمت به او مى‏افكند، هزار حاجتش را برآورده ساخته و قصرى از در سفيد برايش بنا مى‏كند و صورتش را زيبا مى‏سازد.

توسعه زندگى

در روز غدير، بايد چهره زندگى عوض شود. همه بايد بكوشند برنامه عادى زندگى خود را بر هم زده و آن را با رفتارهايى سخاوتمندانه‏تر و نشاطانگيزتر بيارآيند تا همگان در همه جا طعم شيرين عيد را بچشند و رايحه دل‏انگيز آن را استشمام كنند. يقينا در صدر توسعه دادن زندگى توسعه مالى قرار دارد. امام رضا(ع) فرمود: هو اليوم الذى يزيد الله فى مال من عبدالله و وسع على عياله و نفسه و اخوانه... . (15)

روز غدير روزى است كه خداى متعال در مال كسى كه خدا را عبادت كند و بر خانواده، خويشتن و برادران ايمانى‏اش توسعه دهد فزونى پديد مى‏آورد.

جـ جشن گرفتن

امام رضا(ع) در عيد غدير احوال كسان و اطرافيان خود را تغيير داد و وضع تازه‏اى در آنان ايجاد كرد. (16)

حـ حمد كردن

پيامبر(ص) فرمود: يكى از سنتها اين است كه مؤمن، در روز غدير، صد بار بگويد:

الحمدلله الذى جعل كمال دينه و تمام نعمته بولاية اميرالمؤمنين على بن‏ابيطالب(ع). (17)

د دعا

معصومان(ع) پيروانشان را به دعا در روز غدير سفارش كرده‏اند. دعاهاى ويژه اين روز عبارت است از:

1ـ دعايى كه با اين جمله آغاز شده است: اللهم انك دعوتنا إلى سبيل طاعتك... (18) .

2ـ دعايى كه در آغاز اين عبارت ديده مى‏شود:

اللهم انى اسئلك بحق محمد نبيك و على وليك و الشأن و القدر الذى خصصتهما دون خلقك.. . (19) . اين دعا در مفاتيح‏الجنان ذكر شده است. (20)

3ـ دعايى كه با اين جمله آغاز شده است:

اللهم بنورك اهتديت و بفضلك استغنيت ... .

به بحارالانوار، ج 95، ص 318 مراجعه شود.

ديد و بازديد

ديد و بازديد يكى از آداب روزهاى عيد و شادى است. اين سنت مردم را شادابتر و نام و ياد عيد را در دل و ذهنشان ريشه‏دارتر مى‏كند. اسلام همين سنت را براى عيد غدير در نظر گرفته و آن را مورد تأكيد قرار داده است.

امام رضا(ع) فرمود: من زار مؤمنا ادخل الله قبره سبعين نورا و وسع فى قبره، و يزور قبره كل يوم سبعون الف ملك يبشرونه بالجنة. (21)

كسى كه در روز غدير به ديدار مؤمنى برود خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد و قبرش را وسيع مى‏سازد؛ هر روز هفتاد هزار فرشته قبرش را زيارت كرده، به او بشارت بهشت مى‏دهند .

شايسته است اين سنت در روز غدير، كه بزرگترين عيدهاست، اجرا شود تا علاوه بر احياى روز غدير رشته‏هاى الفت و مودت ميان مردم محكمتر شود.

ر  روزه

روزه در روز غدير، بسيار مستحب است و فضيلتى استثنايى دارد.

امام على(ع) فرمود: إذا اخلص المخلص فى صومه لقصرت ايام الدنيا عن كفائته. (22)

اگر بنده مخلصى در روزه اين روز اخلاص داشته باشد، همه روزهاى دنيا توان برابرى با آن را ندارد؛ به عبارت ديگر، اگر كسى تمام روزهاى دنيا زنده باشد و همه را روزه‏دار سپرى كند، ثوابش كمتر از ثواب روزه اين روز خواهد بود.

نخستين جانشين راستين رسول خدا همچنين فرمود: ... و جعل الجزاء العظيم كفاءة عنه. (23)

... خداوند در برابر روزه عيد غدير پاداشى بزرگ نهاده است. امام صادق(ع) يارانش را به اين امر تشويق مى‏كرد و مى‏فرمود:

إنى احب لكم أن تصوموه... (24) .

من دوست دارم شما اين روز را روزه بگيريد.

آن بزرگوار همچنين مى‏فرمود: صيام يوم غدير خم يعدل عندالله فى كل عام مائة حجة و مائة عمرة مبرورات متقبلات. (25)

روزه روز غدير خم نزد خداوند،در هر سال، برابر با صد حج و صد عمره مقبول است.

پيرامون روزه غدير روايت بسيار وارد شده آنچه ذكر شد از باب نمونه بود.

ز  زيارت

يكى از اعمال روز غدير زيارت اميرمؤمنان على(ع) است.

زيارت آن حضرت(ع) به دو صورت ممكن است:

1 زيارت در حرم مطهر

امام رضا(ع) به احمد بن‏محمد بن‏ابى نصربزنطى فرمود: اى فرزند ابونصر، هر كجا بودى در روز غدير كنار قبر اميرمؤمنان(ع) حاضر شو! همانا خداوند در اين روز گناه شصت سال مرد و زن مؤمن را مى‏آمرزد.

بدرستى كه پروردگار در اين روز دو برابر آنچه در ماه رمضان شب قدر و شب عيد فطر آزاد مى‏كند، مى‏رهاند. (26)

شيوه زيارت آن حضرت را از امام هادى(ع) مرحوم شيخ عباسى قمى(ره) در مفاتيح‏الجنان روايت كرده است. (27)

2 زيارتهاى عمومى اين زيارت، كه به حرم مطهر اختصاص ندارد و ارادتمندان ولايت در همه جا مى‏توانند از آن بهره گيرند، دو مورد است:

الف. زيارت امين الله؛ (28)

ب. زيارت روايت شده از امام صادق(ع) (29) .

هر دو زيارت در مفاتيح ذكر شده است.

زينت دادن

آراستن پيكر و آذين بستن خانه، كوچه و بازار، در روزهاى عيد، عملى رايج است. عيدى در ذهن و دل مردم زنده است كه در آن خويش را بيارايند و در و ديوار را آذين‏بندى كنند.

چون عيد غدير بزرگترين عيد است مردم بايد در آن، بيش از هر عيد ديگر، شادمانى كنند و خود و جامعه را بيارايند. فضيلت اين عمل بسيار است، امام رضا(ع) فرمود:

روز غدير روز زينت است، كسى كه براى روز غدير زينت كند خداوند همه گناهان كوچك و بزرگش را آمرزيده، فرشتگانى به سويش مى‏فرستد تا حسنات او را بنويسند و تا عيد غدير سال بعد بر درجات او بيفزايند. (30)

اهميت زينت در اين روز چنان است كه امام رضا(ع) براى گروهى لباسهاى نو، انگشتر و كفش فرستاد. (31)

شـ شادى كردن

امام على(ع) فرمود: و اظهروا ... السرور فى ملاقاتكم؛ (32) در برخوردها شادى را آشكار كنيد.

امام صادق(ع) فرمود: روز غدير روز خوشحالى و شادى است. (33)

شكر گزارى امام على(ع) فرمود: در روز غدير، خداى را بر آنچه به شما ارزانى داشته( نعمت ولايت) شكر كنيد. (34)

صـ صدقه دادن

روز غدير يكى از مستحبات مؤكد صدقه دادن است. امام على(ع) فرمود: الدرهم فيه بمائتى الف درهم؛ فضيلت يك درهم، (35) كه در روز غدير داده شود، با فضيلت دويست هزار درهم برابر است.

صلوات فرستادن

امام صادق(ع) فرمود: در روز غدير، بر محمد و اهل بيتش صلوات بسيار مى‏فرستى. (36)

طـ  طعام دادن

در روز غدير غذا دادن به مؤمنان اهميت بسيار دارد، امام صادق(ع) مى‏فرمايد: و اطعم اخوانك؛ (37) در روز غدير، برادران دينى‏ات را اطعام كن.

امام رضا(ع) در فضيلت اين عمل فرمود: من اطعم مؤمنا كان كمن اطعم جميع الانبياء و الصديقين؛ (38) كسى كه مؤمنى را در روز غدير غذا دهد مانند فردى است كه تمام پيامبران و صديقين را غذا داده است. اهميت طعام دادن در اين روز به اندازه‏اى است كه امام صادق(ع) روز غدير را روز اطعام طعام (39) خوانده است.

عـ عبادت

امام رضا(ع) فرمود:

هو اليوم الذى يزيد الله فى مال من عبد فيه... (40)

غدير روزى است كه خداوند بر مال كسى كه در آن عبادت كند، مى‏افزايد ... .

عطر زدن

بر اساس برخى از روايات امام صادق(ع) مؤمنان را به استعمال عطر در روز غدير سفارش كرده است. (41)

عمل صالح انجام دادن

روى ان العمل فيه يعدل ثمانين شهرا و روى انه كفارة ستين سنة. (42)

روايت شده كه كردار نيك در روز غدير، با عمل هشتاد ماه برابرى مى‏كند؛ و نيز روايت شده كه كردار نيك در اين روز كفاره شصت سال است.

غـ  غسل كردن

علماى شيعه بر استحباب غسل در روز غدير اجماع دارند (43) و آن را مستحب مؤكد مى‏دانند. (44) بهتر اين است كه غسل در اول روز انجام گيرد. (45)

قـ  قضاى حوائج مؤمنان

امام صادق(ع) فرمود: واقض حوائج اخوانك؛ (46) در عيد غدير حاجتهاى برادرانت را برآور!

كـ كمك كردن

كمك كردن به ضعيفان و نيازمندان پيام ويژه صاحب غدير براى روز غدير است؛ پيامى كه به فرمان حضرت(ع) بايد دهان به دهان به همه مردم ابلاغ شود:

و ليعد الغنى على الفقير و القوى على الضعيف؛ (47) بايد در روز غدير ثروتمند به تهيدست و توانا به ناتوان كمك كند.

گـ گذشت و آشتى كردن

چشم‏پوشى از گناه برادران و برقرارى ارتباط دوستانه از ديگر مستحبات روز غدير شمرده شده است. (48)

گشاده‏رويى

امام على(ع) فرمود: و اظهروا البشر فيما بينكم؛ (49) با يكديگر با گشاده‏رويى برخورد كنيد.

مـ مساوات

امام على(ع) فرمود: و ساووا بكم ضعفائكم؛ (50) ميان خويش و ضعيفان مساوات ايجاد كنيد.

مصافحه

امام على(ع) فرمود: إذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم؛ (51) وقتى در روز غدير يكديگر را ملاقات كرديد به هم دست بدهيد و سلام كنيد.

مهربانى و عطوفت كردن

امام على(ع) فرمود: و التعاطف فيه يقتضى رحمة الله و عطفه... (52)

با يكديگر عطوفت و مهربانى كردن در روز غدير، موجب رحمت و عطوفت خداى متعال خواهد شد .

مهمان كردن امام رضا(ع) در روز غدير گروهى را براى افطار نزد خود نگاه داشت. (53)

نـ نماز

1 نماز شب عيد غدير

اين نماز دوازده ركعت است. هر دو ركعت يك تشهد دارد و در پايان ركعت دوازدهم بايد سلام داد. در هر ركعت، بعد از سوره حمد توحيد ده بار و آيةالكرسى يك بار خوانده مى‏شود. در ركعت دوازدهم بايد هر يك از حمد و سوره را هفت بار خواند و اين ذكر را ده بار در قنوت تكرار كرد: لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى و هو حى لا يموت بيده الخير و هو على كل شى قدير. در دو سجده ركعت آخر، اين ذكر ده بار خوانده مى‏شود: سبحان من احصى كل شى علمه سبحان من لا ينبغى التسبيح الا له سبحان ذى المن و النعم سبحان ذى الفضل و الطول سبحان ذى العز و الكرم اسألك بمعا قد العز من عرشك و منتهى الرحمة من كتابك و بالاسم الاعظم و كلماتك التامة ان تصلى على محمد رسولك و اهل بيته الطيبين الطاهرين و ان تفعل بى كذا و كذا [به جاى كذا و كذا حاجت خود را ذكر كند] و سپس بگويد انك سميع مجيب. (54)

2 نماز روز عيد غدير

نيم ساعت پيش از ظهر غدير، دو ركعت نماز مستحب است. در هر ركعت بعد از حمد، سوره‏هاى توحيد، قدر و آيةالكرسى ده بار خوانده مى‏شود. (55)

3 نماز مسجد غدير

امام صادق(ع) فرمود: يستحب الصلاة فى مسجد الغدير؛ (56) نماز در مسجد غدير مستحب است.

نيكى و احسان

امام على(ع) فرمود: تباروا يصل الله الفتكم و البر فيه يثمر المال و يزيد فى العمر. (57)

به يكديگر نيكى كنيد كه خداوند الفت ميان شما را پايدار مى‏سازد و نيكى در اين روز موجب افزايش مال و عمر مى‏شود.

امام صادق(ع) فرمود: ... و اكثر برهم. (58)

... در روز غدير به برادران ايمانى، بسيار نيكى كن.

و  وام گرفتن براى كمك به ديگران

امام على(ع) فرمود: من استدان لإخوانه و أعانهم فأنا الضامن على الله إن ابقاه قضاه و إن قبضه حمل عنه. (59)

كسى كه وام بگيرد تا به برادران مؤمنش كمك كند از سوى خدا ضمانت مى‏كنم كه اگر او را زنده نگه داشت، بتواند وامش را بپردازد و اگر نگه نداشت، آن دين از دوش او برداشته شود .

توجه به دو نكته آشكار مى‏سازد كه چگونه روز غدير روزى ويژه به شمار آمده، كمك كردن به ديگران در آن عملى بسيار مهم است.

الف) هر چند وام گرفتن از نظر شرع كار چندان مرغوبى نيست، ولى اين كار براى كمك به ديگران مستحب قرار داده شده است.

ب) اسلام حق‏الناس را بسيار مهم شمرده است، ولى در روايت آمده كه اگر وام گيرنده توفيق حيات نيافت، خداوند حق مالى قرض‏دهنده را از دوش او برمى‏دارد.

هـ  هديه دادن

امام على(ع) فرمود: هبو ـ أو هيئوا ـ لاخوانكم و عيالكم عن فضله؛ (60) از آنچه خداى متعال بر شما ارزانى داشته، به خانواده و برادرانتان ببخشيد. (61)

و نيز فرمود: تهادوا نعم الله كما مناكم نعمتهاى خداوند را به يكديگر هديه كنيد همان طور كه به شما عطا فرموده است.امام رضا(ع) فرمود: أفضل على اخوانك فى هذا اليوم؛ (62) در اين روز بر برادرانت بخشش كن.

امام رضا(ع) در اين روز براى خانواده گروهى از اصحاب غذا، گندم، لباسهاى نو و حتى انگشتر و كفش فرستاد. (63)

همايش

گردهمايى يكى از اعمال و احكام روز غدير است. اين دستور الهى ـ سياسى در راستاى تقويت ارتباط با ولايت و رهبرى الهى و پايبندى به لوازم آن صادر شده است.

على(ع) فرمود: ... واجمعوا يجمع الله شملكم؛ (64) در روز غدير، گرد هم آييد تا خداوند امورتان را از نابسامانى و پراكندگى برهاند.

پى‏نوشتها:

1)ـ المراقبات، ميرزا جواد آقاى تبريزى، ص 217 و .218

2)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .302

3)ـ المراقبات، ميرزا جواد آقا تبريزى، ص .256

4)ـ التهذيب، شيخ طوسى، ج 3، ص .143

5)ـ الغدير، علامه امينى، ج 1، ص .287

6)ـ سوره حجرات، آيه .10

7)ـ مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج 1، ص .456

8)ـ بحارالانوار، مجلسى، ج 95، ص .322

9)ـ همان، ص .301

10)ـ المراقبات، ص .260

11)ـ الغدير، ص .274

12)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .303

13)ـ المراقبات، ص .260

14)ـ همان، ص .257

15)ـ همان.

16)ـ الغدير، ج 1، ص .287

17)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .321

18)ـ المراقبات، ص .255

19)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .319

20)ـ مفاتيح الجنان، ص .507

21)ـ المراقبات، ص .257

22)ـ مصباح المتهجد، ص .702

23)ـ همان.

24)ـ الغدير، ص .285

25)ـ همان، ص .286

26)ـ التهذيب، ج 6، ص .24

27)ـ مفاتيح الجنان، ص .659

28)ـ همان.

29)ـ همان، ص .80

30)ـ همان، ص .503

31)ـ المراقبات، ص .257

32)ـ الغدير، ج 1، ص .287

33)ـ همان، ص .284

34)ـ بحارالانوار، ج ، ص .95

35)ـ الغدير، ج 1، ص 284؛ المراقبات، ص .255

36)ـ المراقبات، ص .262

37)ـ همان، ص .256

38)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .322

39)ـ همان، ص .302

40)ـ همان، ج 95، ص .301

41)ـ المراقبات، ص .258

42)ـ التهذيب، ج 1، ص .114

43)ـ المراقبات، ص .260

44)ـ تحرير الوسيله، امام خمينى، ج 1، ص .98

45)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .302

46)ـ المراقبات، ص .256

47)ـ مفاتيح الجنان، ص .511

48)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ الغدير، ج 1، ص 284؛ المراقبات، ص .256

49)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ المراقبات، ص .256

50)ـ همان.

51)ـ همان.

52)ـ الغدير، ج 1، ص .287

53)ـ المراقبات، ص .255

54)ـ التهذيب، ج 3، ص .143

55)ـ الكافى، ج 4، ص .567

56)ـ الغدير، ج 1، ص 284؛ المراقبات، ص .255

57)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .302

58)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ المراقبات، ص .256

59)ـ همان، ص .255

60)ـ مصباح المتهجد، ص .702

61)ـ بحارالانوار، ج 97، ص .119

62)ـ الغدير، ج 1، ص .287

63)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ الغدير، ج 1، ص .284

مأخذ: مجله كوثر شماره 2

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 13:8  توسط مرتضی   | 

اس ام اس غدیر

اس ام اس عيد غدير شماره 1


قرآن به جز از وصف علي آيه ندارد          ايمان به جز از حب علي پايه ندارد 
گفتم بروم سايه لطفش بنشينم           گفتا که علي نور بود سايه ندارد
                                   عيد غدير مبارک 

 
اس ام اس عيد غدير شماره 2


 نازد به خودش خدا که حيدر دارد             درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله                  صد بار اگر کعبه ترک بردارد
                                   عيد غدير مبارک


اس ام اس عيد غدير شماره 3


ما زين جهان از پي ديدار ميرويم               از بهر ديدن حيدر کرار ميرويم ،
درب بهشت گر نگشايند به روي ما          گوييم يا علي و ز ديوار ميرويم  . .
                                   عيد غدير مبارک


اس ام اس عيد غدير شماره 4


گفت تو غـرق گنـاهي؟
گفتمش يـا رب بلي
گفت پس آتش نميـگيرد چـرا جـسم و تنـت
گفتمش چون حـک نمودم روي قلبم يا علي . . .
                                  عيد غدير مبارک


اس ام اس عيد غدير شماره 5

شبي در محفلي ذکر علي بود      شنيدم عاشقي مستانه فرمود 
 اگر آتش به زير پوست داري          نسوزي گر علي را دوست داري
                              عيد غدير مبارک


اس ام اس عيد غدير شماره 6

نام علي : عدالت - راه علي : سعادت - عشق علي : شهادت - ذکر علي : عبادت -عيد علي : مبارک


اس ام اس عيد غدير شماره 7

علي در عرش بالا بي‌نظير است                      علي بر عالم و آدم امير است


اس ام اس عيد غدير شماره 8

به عشق نام مولايم نوشتم                           چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟


اس ام اس عيد غدير شماره 9

خورشيد چراغکي ز رخسار عليست                  مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست
 هر کس که فرستد به محمد صلوات                  همسايه ديوار به ديوار عليست


اس ام اس عيد غدير شماره 10

اى فراموشان باطل! سر به پايين افکنيد!           چون پيمبر دست حق را برد بالا در غدير
شد جهان روشن ز انوار اميرالمؤمنين                چلچراغ عشق و ايمان شد فروزان در غدير

هديه جبريل بود «اليوم اکملت لکم»                وحى آمد در مبارک باد مولا در غدير


اس ام اس عيد غدير شماره 11

از ولاي مرتضي دل را چراغان مي‌کنيم                با علي بار دگر تجديد پيمان مي‌کنيم


اس ام اس عيد غدير شماره 12

غنچه لب‌هاى پيغمبر که شد وا در غدير              بر لبش گلواژه «من کنت مولا» نشست

اس ام اس عيد غدير شماره 13


موج يک حادثه در جان غدير است امروز             و علي چهره تابان غدير است امروز

 

جهت خواندن جزئیات بیشتر به ادامه مطلب . . .   

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 9:22  توسط مرتضی   | 

روز غدیر روزی است که . . .

از نکته های شگفت انگیز واقعه غدیر ـ که اعجاب بسیاری از محققان و پژوهش گران تاریخ را برانگیخته ـ هم زمانی غدیر با بسیاری از رخ دادهای مهم و سرنوشت ساز در تاریخ بشر است. از بررسی روایات، برمی آید که در روز غدیر، این روی دادهای بزرگ در تاریخ انبیا رخ داده است:

1-در چنین روزی بود که خداوند متعال، توبه حضرت آدم علیه السلام را پذیرفت.

2-در این روز، خداوند، حضرت ابراهیم علیه السلام را از آتش نجات داد.

3- در این روز، حضرت سلیمان پیامبر صلی الله علیه و آله از مردم، بر جانشینی «آصف بن برخیا» گواه گرفت.

4-در مثل چنین روزی بود که حضرت موسی علیه السلام بر جادوگران پیروزی یافت.

5- در چنین تاریخی بود که حضرت موسی علیه السلام هارون را وصیّ خویش کرد.

6- در این روز، حضرت عیسی علیه السلام اعلان کرد که «شمعون الصفا» جانشین من است و

7- در چنین روزی بود که کشتی نوح علیه السلام پس از فرو نشستن طوفان، بر کوه جُودی (آرارات) قرار گرفت

از دیگر نکته های شگفتِ تاریخ غدیر، آن است که روز هیجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت ـ که روز گماشتن امیرمؤمنان علی علیه السلام به امامت بود ـ با نوروز (روز نخست فروردین) یکی گشت و عید باستانی عَجَم، با عید غدیر پیوند یافت. این سخن، از امام صادق علیه السلام رسیده است که: «بی شک، نوروز، همان روزی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای امیرمؤمنان علیه السلام در غدیر خم پیمان گرفت، آن گاه مسلمانان، به ولایت او اعتراف کردند. خوشا به حال آنان که بر آن ولایت پایدار ماندند و وای برآنان که پیمان شکستند». گفتنی است که پژوهش های دانشمندان، در شناخت هم زمانی رخ دادهای شمسی با روی دادهای قمری، این سخن را تأیید می‌کنند. بدین روی، اهتمام عظیم ایرانیان به نوروز، می‌تواند یک انگیزه بزرگ مذهبی نیز داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 20:57  توسط مرتضی   | 

احادیث غدیر

ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد.                        پیامبر اکرم (ص)

ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است .                                 پیامبر اکرم (ص)

هر که من مولای اویم پس علی مولای او است .                            پیامبر اکرم (ص)

روز غدیر خم برترین عید امت من است .                                       پیامبر اکرم (ص)

خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت .    حضرت فاطمه زهرا (س )

 

جايگاه عيد غدير در مكتب

1- عيد خلافت و ولايتروى زياد بن محمد قال: دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت: للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟ قال: نعم، اليوم الذى نصب فيه رسول الله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: 736. زياد بن محمد گويد: بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود: آرى، روزى كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد.

- برترين عيد امت

قال رسول الله(ص):

يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، يهتدون به من بعدى و هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين و اتم على امتى فيه النعمة و رضى لهم الاسلام دينا. امالى صدوق: 125، ح 8.

رسول خدا(ص) فرمود:

روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدايت شوند، و آن روزى است كه خداوند در آن روز دين را تكميل و نعمت را بر امت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براى آنان پسنديد.

3- عيد بزرگ خدا

عن الصادق(ع) قال: هو عيد الله الاكبر،و ما بعث الله نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء يوم العهد المعهود و فى الارض يوم الميثاق الماخوذ و الجمع المشهود. وسائل الشيعه، 5: 224، ح 1. امام صادق(ع) فرمود: روز غدير خم عيد بزرگ خداست، خدا پيامبرى مبعوث نكرده، مگر اينكه اين روز را عيد گرفته و عظمت آن را شناخته و نام اين روز در آسمان، روز عهد و پيمان و در زمين، روز پيمان محكم و حضور همگانى است.

4- عيد ولايت

قيل لابى عبد الله(ع): للمؤمنين من الاعياد غير العيدين و الجمعة؟ قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، يوم اقيم اميرالمؤمنين(ع) فعقد له رسول الله الولاية فى اعناق الرجال والنساء بغدير خم. وسائل الشيعه، 7: 325، ح 5. به امام صادق(ع) گفته شد: آيا مؤمنان غير از عيد فطر و قربان و جمعه عيد ديگرى دارند؟ فرمود: آرى، آنان عيد بزرگتر از اينها هم دارند و آن روزى است كه اميرالمؤمنين(ع) در غدير خم بالا برده شد و رسول خدا مساله ولايت را بر گردن زنان و مردان قرار داد.

5- روز تجديد بيعتعن

عمار بن حريز قال دخلت على ابى عبد الله(ع) فى يوم الثامن عشر من ذى الحجة فوجدته صائما فقال لى: هذا يوم عظيم عظم الله حرمته على المؤمنين و اكمل لهم فيه الدين و تمم عليهم النعمة و جدد لهم ما اخذ عليهم من العهد والميثاق. مصباح المتهجد: 737. عمار بن حريز گويد: روز هجدهم ماه ذيحجه خدمت امام صادق(ع) رسيدم و آن حضرت را روزه يافتم. امام به من فرمود: امروز، روز بزرگى است، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دين مؤمنان را كامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پيمان قبلى را تجديد كرد.

6- عيد آسمانى

قال الرضا(ع): حدثنى ابى، عن ابيه(ع) قال:

ان يوم الغدير فى السماءاشهر منه فى الارض.

مصباح المتهجد: 737.

امام رضا(ع) فرمود:

پدرم به نقل از پدرش (امام صادق(ع)) نقل كرد كه فرمود:

روز غدير در آسمان مشهورتر از زمين است.

7- عيد بى نظير

قال على (ع): ان هذا يوم عظيم الشان،فيه وقع الفرج، ورفعت الدرج و وضحت الحجج وهو يوم الايضاح والافصاح من المقام الصراح،ويوم كمال الدين و يوم العهد المعهود... بحارالانوار، 97: 116. على(ع) فرمود: امروز (عيد غدير) روز بس بزرگى است. در اين روز گشايش رسيده و منزلت (كسانى كه شايسته آن بودند) بلندى گرفت و برهان هاى خدا روشن شد و از مقام پاك با صراحت سخن گفته شد و امروز روز كامل شدن دين و روز عهد و پيمان است.

8- عيد پربركتعن

الصادق(ع): والله لو عرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائكة فى كل يوم عشر مرات... وما اعطى الله لمن عرفه ما لايحصى بعدد. مصباح المتهجد: 738. امام صادق(ع) فرمود: به خدا قسم اگر مردم فضيلت واقعى «روز غدير» را مى شناختند، فرشتگان روزى ده بار با آنان مصافحه مى كردند و بخششهاى خدابه كسى كه آن روز را شناخته، قابل شمارش نيست.

9- عيد فروزان

قال ابو عبد الله(ع): ... و يوم غدير بين الفطر والاضحى و يوم الجمعة كالقمر بين الكواكب. اقبال سيد بن طاووس: 466. امام صادق(ع) فرمود: ... روز غدير خم در ميان روزهاى عيد فطر و قربان و جمعه همانند ماه در ميان ستارگان است.

10- يكى از چهار عيد الهى

قال ابو عبد الله(ع):

اذا كان يوم القيامة زفت اربعة ايام الى الله عز و جل كما تزف العروس الى خدرها:

يوم الفطر و يوم الاضحى و يوم الجمعة و يوم غدير خم.

اقبال سيد بن طاووس: 466.

امام صادق(ع) فرمود:

هنگامى كه روز قيامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوى خدا مى شتابند همانطور كه عروس به حجله اش بسرعت مى رود.

آن روزها عبارتند از:

روز عيد فطر و قربان و جمعه و روز غدير خم.

قال الصادق(ع):

صيام يوم غدير خم يعدل صيام عمر الدنيا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنيا لكان له
ثواب ذلك. وسائل الشيعه 7: 324، ح 4.

امام صادق(ع) فرمود:

روزه روز غدير خم با روزه تمام عمر جهان برابر است. يعنى اگر انسانى هميشه زنده باشد و
همه عمر را روزه بگيرد، ثواب او به اندازه ثواب روزه عيد غدير است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 15:47  توسط مرتضی   | 

اعمال عید غدیر

اعمال شب و روز عيد غدير


شب هيجدهم شب عيد غدير و شب با شرافتى است سید در اقبال دوازده ركعت نماز به يك سلام به كيفيتى مخصوص براى اين شب با دعائى نقل كرده است

روز هيجدهم روز عيد غدير عظيمترين اعياد است و مبعوث نفرموده حق تعالى پيغمبرى را مگر آنكه عيد كرده است اين روز را و حرمت آن را دانسته است و نامش ‍ در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمين روز ميثاق است و روايت است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كه آيا مسلمانان را عيدى هست غير از جمعه و اضحى و فطر فرمود بلى عيدى هست كه از همه حرمتش بيشتر است

راوى گفت كدام عيد است فرمود كه آن روزى است كه نَصْبْ كرد حضرت رسول (ص) حضرت اميرالمؤ منين  علی (ع) را به خلافت خود و فرمود كه هر كه من مولى و آقاى اويم پس على مولى و آقا و پيشواى او است و آن روز هيجدهم ذى الحجّه است راوى گفت كه چه كار در آن روز بايد كرد فرمود كه بايد روزه بداريد و عبادت كنيد و محمد و آل محمدعَليهمُ السلام را ياد كنيد و بر ايشان صَلَوات بفرستيد و وصيّت كرد رسول خدا(ص) اميرالمؤ منين علی  (ع) را كه اين روز را عيد گرداند و هر پيغمبرى وصىّ خود را وصيّت مى كرد كه اين روز را عيد گردانند و در حديث ابن ابى نَصر بَزَنطى است از حضرت رضاعليه السلام كه فرمود اى پسر ابى نصر هر كجا كه باشى سعى كن كه روز غدير نزد قبر مطهّر حضرت اميرالمؤ منين  علی (ع) حاضر شوى بدرستى كه خدا در اين روز مى آمرزد از هر مرد مؤ من و زن مؤ منه گناه شصت ساله ايشان را و در اين روز آزاد مى كند از آتش جهنّم دو برابر آنچه آزاد كرده است در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر و يك درهم كه در اين روز به برادران مؤ من بدهى برابر است با هزار درهم كه در اوقات ديگر بدهى و احسان كن در اين روز به برادران مؤ من خود و شاد گردان هر مرد مؤ من و زن مؤ منه را به خدا قَسَم كه اگر مردم فضيلت اين روز را بدانند چنانكه بايد هر آينه هر روز ده مرتبه ملائكه با ايشان مصافحه كنند و بالجمله تعظيم اين روز شريف لازم و اعمال آن چند چيز است :

 

اول : روزه كه کفاره شصت سال گناه است و در خبريست كه برابر است با روزه عمر دنيا و معادل است با صد حجّ و صد عمره

 دوم : غسل  

سوم:  زيارت حضرت اميرالمؤ منين  علی (ع) شایسته است كه انسان هر كجا که باشد سعى كند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند و از براى آن جناب در اين روز سه زيارت مخصوصه نقل شده كه يكى از آنها زيارت معروف امین الله است كه از نزديك و دور خوانده مى شود و آن از زيارات جامعه مطلقه است

چهارم : بخواند تعويذى را كه سيّد در اقبال از حضرت رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله روايت كرده

پنجم : دو ركعت نماز كند زمان نماز بهتر است نردیکیهای غروب باشد چون در همان زمان بوده که حضرت رسول اکرم (ص) ، امام علی (ع) را به خیلافت وامامت مردم نصب فرموده  .یک مرتبه سوره مبارکه حمد  ، ده مرتبه سوره مبارکه توحید ، ده مرتبه سوره مبارکه قدرو ده مرتبه آية الكرسى بخواند كه برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنيا و آخرت او را به آسانى  برآورده نماند به سجده رود و صد مرتبه شكر خدا كند پس سر از سجده بردارد و بخواند

 

اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُكَ بِاَنَّ لَكَ الْحَمْدَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ وَاَنَّكَواحِدٌ اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَكَ كُفُواً اَحَدٌ وَاَنَّمُحَمّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ يا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فى شَاْنٍ كَما كانَ مِنْ شَاْنِكَ اَنْ تَفَضَّلْتَ عَلَىَّ بِاَنْ جَعَلْتَنى مِنْ اَهْلِ اِجابَتِكَ وَاَهْلِ دِينِكَ وَاَهْلِ دَعْوَتِكَ وَوَفَّقْتَنى لِذلِكَ فى مُبْتَدَءِخَلْقى تَفَضُّلاً مِنْكَ وَكَرَماً وَجُوداً ثُمَّ اَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلاً وَالْجُودَجُوداً وَالْكَرَمَ كَرَماً رَاْفَةً مِنْكَ وَرَحْمَةً اِلى اَنْ جَدَّدْتَ ذلِكَ الْعَهْدَ لى تَجْديداً بَعْدَ تَجديدِكَ خَلْقى وَكُنْتُ نَسْياً مَنْسِيّاً ناسِياً ساهِياًغافِلاً فَاَتْمَمْتَ نِعْمَتَكَ بِاَنْ ذَكَّرْتَنى ذلِكَ وَمَنَنْتَ بِهِ عَلَىَّ وَهَدَيْتَنى لَهُ فَليَكُنْ مِنْ شَاْنِكَ يا اِلهى وَسَيِّدى وَمَولاىَ اَنْ تُتِمَّ لى ذلِكَ وَلا تَسْلُبَنيهِ حَتّى تَتَوَفّانى عَلى ذلِكَ وَاَنتَ عَنّى راضٍ فَاِنَّكَ اَحَقُّ المُنعِمينَ اَنْ تُتِمَّ نِعمَتَكَ عَلَىَّ اَللّهُمَّ سَمِعْنا وَاَطَعْنا وَاَجَبْنا داعِيَكَ بِمَنِّكَ فَلَكَ الْحَمْدُ غُفْرانَكَ رَبَّنا وَاِلَيكَ المَصيرُ امَنّا بِاللّهِ وَحدَهُ لاشَريكَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَصَدَّقْنا وَاَجَبْنا داعِىَ اللّهِ وَاتَّبَعْنَا الرَّسوُلَ فى مُوالاةِ مَوْلينا وَمَوْلَى الْمُؤْمِنينَ اَميرِالمُؤْمِنينَ عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ عَبْدِاللّهِ وَاَخى رَسوُلِهِ وَالصِّدّيقِ الاْكْبَرِ وَالحُجَّةِ عَلى بَرِيَّتِهِ المُؤَيِّدِ بِهِ نَبِيَّهُ وَدينَهُ الْحَقَّ الْمُبينَ عَلَماً لِدينِ اللّهِ وَخازِناً لِعِلْمِهِ وَعَيْبَةَ غَيْبِ اللّهِ وَمَوْضِعَ سِرِّ اللّهِ وَاَمينَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ وَشاهِدَهُ فى بَرِيَّتِهِ اَللّهُمَّ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادى لِلا يمانِ اَنْ امِنُوا بِرَبِّكُمْ فَامَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنّا سَيِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الاْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَلا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيمَةِ اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ فَاِنّا يا رَبَّنا بِمَنِّكَ وَلُطْفِكَ اَجَبْنا داعِيَكَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَصَدَّقْناهُ وَصَدَّقْنا مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَكَفَرْنا بِالجِبْتِ وَالطّاغُوتِ فَوَلِّنا ما تَوَلَّيْنا وَاحْشُرْنا مَعَ اَئِمَّتِنا فَاِنّا بِهِمْ مُؤْمِنُونَ مُوقِنُونَ وَلَهُمْ مُسَلِّمُونَ امَنّا بِسِرِّهِمْ وَعَلانِيَتِهِمْ وَشاهِدِهِمْ وَغائِبِهِمْ وَحَيِّهِمْ وَمَيِّتِهِمْ وَرَضينا بِهِمْ اَئِمَّةً وَقادَةً وَسادَةً وَحَسْبُنا بِهِمْ بَيْنَنا وَبَيْنَ اللّهِ دُونَ خَلْقِهِ لا نَبْتَغى بِهِمْ بَدَلاً وَلانَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَليجَةً وَبَرِئْنا اِلَى اِلله مِنْ كُلِّ مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْباًمِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنَ الاْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ وَكَفَرْنا بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالاَوثانِ الاَرْبَعَةِ وَاَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَكُلِّ مَنْ والاهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَوَّلِ الدَّهرِ اِلى آخِرِهِ اَللّهُمَّ اِنّا نُشْهِدُكَ اَنّا نَدينُ بِما دانَ بِهِ مُحَمَّدٌ وَ الُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَقَوْلُنا ما قالُوا وَدينُنا ما دانُوا بِهِ ما قالُوا بِهِ قُلْنا وَما دانُوا بِهِ دِنّا وَما اَنْكَرُوا اَنْكَرْنا وَمَنْ والَوْا والَيْنا وَمَنْ عادَوْا عادَيْنا وَمَنْ لَعَنُوا لَعَنّا وَمَنْ تَبَرَّؤُا مِنْهُ تَبَرَّاْنا [مِنْهُ] وَمَنْ تَرَحَّمُوا عَلَيْهِ تَرَحَّمْنا عَلَيْهِ آمَنّا وَسَلَّمْنا وَرَضينا وَاتَّبَعْنا مَوالِيَنا صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَللّهُمَّ فَتَمِّمْ لَنا ذلِكَ وَلا تَسْلُبْناهُ وَاجْعَلْهُ مُسْتَقِرّاً ثابِتاً عِنْدَنا وَلا تَجْعَلْهُ مُسْتَعاراً وَاَحْيِنا ما اَحْيَيْتَنا عَلَيْهِ وَاَمِتْنا اِذا اَمَتَّنا عَلَيْهِ الُ مُحَمَّدٍ اَئِمَّتُنا فَبِهِمْ نَاْتَمُّ وَاِيّاهُمْ نُوالى وَعَدُوَّهُمْ عَدُوَّ اللّهِ نُعادى فَاجْعَلْنا مَعَهُمْ فِى الدُّنْيا وَالاَّْخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبينَ فَاِنّ ا بِذ لِكَ ر اضُونَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

خدايا از تو درخواست كنم بدانكه از براى تو است ستايش يگانه اى كه شريك ندارى و توئى يكتاى يگانه اى بى نياز كه فرزندى ندارى و فرزند كسى نيستى و نيست برايت همتائى هيچكس و براستى محمد بنده و رسول تو است درودهاى تو بر او و آلش باد اى كه هر روز در كارى هستى چنانچه از شاءن تو بود كه بر من تفضل فرمودى به اينكه مرا از اهل اجابتت و از اهل دينت و اهل دعوتت قرار دادى و موفقم داشتى بدان در آغازآفرينشم از روى تفضل و كرم و بخششت سپس دنبال آوردى اين فضل را به فضلى دگر و اين بخشش رابه بخششى دگر و اين كرم را به كرمى دگر كه آن هم از روى مهر و رحمتت بود تا بدانجا كه تازه كردى اين عهد رابرايم از نو پس از تجديد آفرينشم در صورتى كه من در فراموشى بودم و فراموشكارى و بى خبرىو غفلت پس تو نعمتت را بر من تمام كردى به اينكه آن را به يادم انداختى و بدان بر من منت نهادى و بر آن راهنمائيم كردى پس همچنان بايد از شاءن تو باشد اى معبود و آقا و مولاى من كه تمام كنى برايم آن نعمت را و از من سلب نفرمائى آن را تا هنگامى كه بميرانيم بر آن در حالى كه تو از من خوشنود باشى كه براستى تو سزاوارترين نعمت بخشانى كه نعمتت را بر من به پايان رسانى خدايا شنيديم و پيروى كرديم و خواننده ات را اجابت كرديم به لطف تو پس از آن تو است حمد و آمرزشت را خواهانيم پروردگارا و به سوى تو است بازگشت ايمان داريم به خداى يگانه اى كه شريك ندارد و به رسولش محمد صلى اللّه عليه و آله و تصديق كرديم و اجابت كرديمداعى خدا را و پيروى كرديم از رسول (او) در مورد دوستى و اطاعت مولايمان و مولاى مؤ منان اميرمؤ منان على بن ابى طالب بنده خدا و برادر رسول او و صديق اكبرو حجت او بر آفريدگانش آنكه خداوند پيامبرش و دين حق آشكارش را بوسيله او تاييد كرد نشانه و پرچم دينخدا و خزينه دار دانش او و گنجينه غيب خدا و جايگاه راز خدا و امين خدا برخلق او و گواه او در آفريدگانش خدايا اى پروردگار ما ما شنيديم منادى را كه ندا مى كردبراى ايمان (و مى گفت ) ايمان آوريد به پروردگارتان پروردگارا ما هم ايمان آورديم پس بيامرز گناهانمان راو بديهامان را پوشيده دار و ما را با نيكان بميران پروردگارا عطا كن به ما چيزى را كه بوسيله فرستادگانت به ما وعده دادى ودر روز رستاخيز رسوايمان مكن كه براستى تو خلف وعده نمى كنى ، پس ما اى پروردگار به احسان و لطف تواجابت كرديم داعى تو را و پيروى كرديم از رسول تو و تصديقش كرديم و نيز تصديق كرديم مولاى مؤ منان راوكافر شديم به جبت و طاغوت (غاصبان حقوق آن حضرت ) پس والى ما گردان آن را كه ما به ولايت برگزيديم وبا امامانمان محشورمان كن كه براستى ما بديشان ايمان و اعتقاد داريم و تسليم آنانيم ايمان داريم بر نهانشان و آشكارشان و حاضرشان و غائبشان و زنده شان و مرده شان و خوشنوديم به امامتشان و آقائيشان و همانها ما رادر مابين خود و خدا از ساير خلق كافى هستند نجوئيم بجاى ايشان بدلى و نگيريم جز ايشان همدمى (يا معتمدى ) و بيزارى جوئيم به درگاه خدا از هر كه برپا كند در برابرشان جنگى از جن و انس از اولين و آخرين و كافر شديم به جبت و طاغوت و بتهاى چهارگانه و دنبال روندگان و پيروانشان و هر كه دوستشان دارد از جن و انس از آغاز روزگار تا پايان آن خدايا تو را گواه مى گيريم كه ما متدين هستيم بدانچه متدين شد بدان محمد و آل محمد درود خدا بر اووبرايشان بادوگفتارما همان است كه آنهاگفتند ودين ماهمان است كه آنهامتدين بدان بودندهرچه راآنان گفتند ماهم گفتيم وهرچه راآنان متدينبدان شدند ماهم شديم وهرچه را آنان انكار كردند ماهم انكار كرديم وهركه رادوست داشتند دوست داريم وهركه را دشمن دارند دشمن داريم و هر كه را لعن كردند لعن كنيم و از هر كه بيزارى جستند بيزارى جوئيم و بر هر كه ترحم كردند ترحم كنيم ايمان آورديم و تسليم و خوشنود گشتيم و پيروى كرديم از سرورانمان درودهاى خدا بر ايشان بادخدايا پس تو آن را براى ما تكميل كن و از ما سلب مفرما و آنرا پايگاهى ثابت در پيش ما قرار ده وپايگاه عاريت و موقتش قرار مده و زنده مان دار بر همان تا هرگاه كه زنده مان دارى و بميرانمان بر آن هرگاه مى رانديمان ،آل محمد پيشوايان مايند به آنها اقتدا كنيم و آنان را دوست داريم و دشمنشان را كه دشمن خدا است دشمن داريم پس ما را در دنيا و آخرت با ايشان قرار ده و از مقربان درگاهت گردان كه براستى ما به همان خوشنوديم اى مهربانترين مهربانان

پس باز به سجده رود وصد مرتبه اَلْحَمْدُلِلّهِ و صد مرتبه شُكْراًلِلّهِ بگويد و روايت است كه هر كه اين عمل را بجا آورد ثواب کسی را دارد كه در روز عيد غدير حضرت رسول اکرم (ص) را ديده باشد  و با آن حضرت بر ولايت علی (ع) بيعت كرده باشد و برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنيا و آخرت او را به آسانى  برآورده نماند  و...

ششم: بعد از اتمام نماز بهتر است این دعا را بخواند سَمِعْنا رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً  

هفتم : خواندن دعاء ندبه

هشتم : بخواند اين دعا را كه سيد بن طاوس از شيخ مفيد نقل كرده :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَعَلِىٍّ وَلِيِّكَ وَالشَّاْنِ وَالْقَدْرِ الَّذى خَصَصْتَهُما بِهِ دُونَ خَلْقِكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَعَلِي وَاَنْ تَبْدَءَ بِهِما فى كُلِّ خَيْرٍ عاجِلٍ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاْئِمَّةِ الْقادَةِ وَالدُّعاةِ السّادَةِ وَالنُّجُومِ الزّاهِرَةِ وَالاْعْلامِ الْباهِرَةِ وَساسَةِ الْعِبادِ وَاَرْكانِ الْبِلادِ وَالنّاقَةِ الْمُرْسَلَةِ وَالسَّفينَةِ النّاجِيَةِ الْجارِيَةِ فِى الْلُّجَجِ الْغامِرَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ خُزّانِ عِلْمِكَ وَاَرْكانِ تَوْحِيدِكَ وَدَعآئِمِ دينِكَ وَمَعادِنِ كَرامَتِكَ وَصِفْوَتِكَ مِنْ بَرِيَّتِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ الاْتْقِيآءِ الاْنْقِيآءِ النُّجَبآءِ الاْبْرارِ وَالْبابِ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتاهُ نَجى وَمَنْ اَباهُ هَوى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَهْلِ الذِّكْرِ الَّذينَ اَمَرْتَ بِمَسْئَلَتِهِمْ وَذَوِى الْقُرْبَى الَّذينَ اَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ وَفَرَضْتَ حَقَّهُمْ وَجَعَلْتَ الْجَنَّةَ مَعادَ مَنِ اقْتَصَّ اثارَهُمْ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَمرَوُا بِطاعَتِكَ وَنَهَوْا عَنْ مَعْصِيَتِكَ وَدَلّوُا عِبادَكَ عَلى وَحْدانِيَّتِكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَنَجيبِكَ وَصَفْوَتِكَ وَاَمينِكَ وَرَسُولِكَ اِلى خَلْقِكَ وَبِحَقِّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَيَعْسُوبِ الدّينِ وَقاَّئِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلينَ الْوَصِىِّ الْوَفِىِّ وَالصِّدّيقِ الاْكْبَرِ وَالْفارُوقِ بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ وَالشّاهِدِ لَكَ وَالدّالِّ عَلَيْكَ وَالصّادِعِ بِاَمْرِكَ وَالْمُجاهِدِ فى سَبيلِكَ لَمْ تَاْخُذْهُ فيكَ لَوْمَةُ لاَّئِمٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَنى فى هذَا الْيَوْمِ الَّذى عَقَدْتَ فيهِ لِوَلِيِّكَ الْعَهْدَ فى اَعْناقِ خَلْقِكَ وَاَكْمَلْتَ لَهُمُ الّدينَ مِنَ الْعارِفينَ بِحُرْمَتِهِ وَالْمُقِرّينَ بِفَضْلِهِ مِنْ عُتَقآئِكَ وَطُلَقائِكَ مِنَ النّارِ وَلاتُشْمِتْ بى حاسِدِى النِّعَمِ اَللّهُمَّ فَكَما جَعَلْتَهُ عيدَكَ الاْكْبَرَ وَسَمَّيْتَهُ فى السَّمآءِ يَوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَفِى الاْرْضِ يَوْمَ الْميثاقِ الْمَاْخُوذِ وَالجَمْعِ المَسْئُولِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَقْرِرْ بِهِ عُيُونَنا وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَنا وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا وَاجْعَلْنا لاِنْعُمِكَ مِنَ الشّاكِرينَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى عَرَّفَنا فَضْلَ هذَا الْيَوْمِ وَبَصَّرَنا حُرْمَتَهُ وَكَرَّمَنا بِهِ وَشَرَّفَنا بِمَعْرِفَتِهِ وَهَدانا بِنُورِهِ يا رَسُولَ اللّهِ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْكُما وَعَلى عِتْرَتِكُما وَعَلى مُحِبِّيكُما مِنّى اَفْضَلُ السَّلامِ ما بَقِىَ اللّيْلُ وَالنَّهارُ وَبِكُما اَتَوَجَّهُ اِلىَ اللّهِ رَبّى وَرَبِّكُما فى نَجاحِ طَلِبَتى وَقَضآءِ حَوآئِجى وَتَيْسيرِ اُمُورى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَلْعَنَ مَنْ جَحَدَ حَقَّ هذَا الْيَوْمِ وَاَنْكَرَ حُرْمَتَهُ فَصَدَّ عَنْ سَبيلِكَ لاِِطْفآءِ نُورِكَ فَاَبَى اللّهُ اِلاّ اَنْ يُتِمَّ نُورَهُ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَاكْشِفْ عَنْهُمْ وَبِهِمْ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ الْكُرُباتِ اَللّهُمَّ امْلاَءِ الاْرْضَ بِهِمْ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً وَاَنْجِزْ لَهُم ما وَعَدْتَهُمْ اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ

خدايا از تو درخواست كنم به حق محمد پيامبرت و به حق على ولى تو و بدان منزلت و مرتبه اى كه بدان وسيله آن دو را از ساير مخلوق خود اختصاص دادى كهدرود فرستى بر محمد و على و از آنان شروع كنى در دادن هر خيرى كه فورى است خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد پيشوايان رهبر و خوانندگان بزرگ و سرور و ستارگان درخشان و نشانه هاى فروزان و تدبيركنندگان كار بندگان و پايه هاى جاهاى آباد و ناقه فرستاده شده و كشتى نجات كه روان است در درياهاى ژرف پرآب خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد گنجينه هاى دانشت و پايه هاى محكم توحيد تو و ستونهاى دين تو و معدنهاى كرامتت و برگزيدگان از خلقت و بهترين آفريدگانت آن پرهيزكاران پاكيزه و برگزيدگان نيكوكار و درگاهى كه مورد ابتلاى مردم است هركه بدان درگاه آمد نجات يافت و هركه سرباز زد سقوط كرد خدايا درود فرست برمحمد و آل محمد اهل ذكرى كه دستور فرمودى بپرسش مسائل از آنها و خويشاوندانى كه دستور فرمودى به دوست داشتنشان و حقشان را واجب كردى و بهشت را بازگشتگاه (و سرمنزل ) كسى قرار دادى كه آثارشان را پيروى كند خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد چنانچه دستور پيروى تو را دادند و از نافرمانيت نهى كردند و بندگانت را بيگانگيت راهنمايى كردند خدايا من از تو مى خواهم به حق محمد پيامبرت و گرامى و برگزيده و امين تو و فرستاده ات بسوى خلق و به حق اميرمؤ منان و پيشواى دين و رهبر سفيدرويان آن وصى باوفا و صديق اكبر و جداكننده بينحق و باطل و گواه تو و راهنمايى كننده بر تو و آشكار كننده دستورت و جهادكننده در راهت آنكه نگيردش (و ناراحتش نكند) درباره تو ملامت ملامت كننده اى كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و مرا قرار دهى در اين روزى كه بستى براى ولى خود پيمان (امامت ) را در گردن خلق خود و كامل گرداندى براى آنها دين را از عارفان به حرمتش و اقراركنندگان به فضل او از آزادشدگان و رهاشدگانت از آتش و شاد مكن نسبت به من حسودانم را در نعمتهايت خدايا چنانچه آنرا عيد بزرگ خود قرار داده اى و ناميدى آنرا در آسمان روز عهد معهود و در زمين روز پيمان گرفتن و انجمن بازخواست شده درود فرست بر محمد و آل محمد و روشن كن بوسيله اش ديدگان ما را و گردآور بدستش پراكندگى ما را و گمراهمان مكن پس از آنكه هدايتمان كردى و قرارمان ده از سپاسگزاران نعمتهايت اى مهربانترين مهربانان ستايش خاص خدايى است كه شناساند به ما فضيلت اين روز را و بينامان كرد به حرمت اين روز و گراميمان داشت بدان و شرافتمان داد به معرفتش و هدايتمان كرد به نورش اى رسول خدا اى اميرمؤ منان بر شما و بر عترت شما و بر دوستان شما بهترين سلام و درود من باد تا برپاست شب و روز و بوسيله او رو كنم بسوى خدا پروردگار من و پروردگارتان در موفق شدن به مقصودم و برآورده شدن حاجاتم و آسان شدن كارهايم خدايا از تو خواهم به حق محمد و آل محمد كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و لعنت كنى كسى را كه انكار كند حق اين روز را و انكار كند حرمتش را و جلوگيرى كرد از راه تو براى خاموش كردن نورت ولى خدا هم نمى خواهد جز آنكه نورش را آشكار كند خدايا گشايش ده به كار خاندان محمد پيامبرت و برطرف كن از ايشان و بوسيله ايشان از اهل ايمان گرفتاريها و محنتها را خدايا پركن زمين را بوسيله ايشان از عدل و داد چنانچه پر شده از ستم و بيداد و وفا كن براى آنها آنچه را وعده دادى به آنها كه براستى تو خلف وعده نمى كنى  .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 21:10  توسط مرتضی   | 

دانستنی های غدیر

در خطبه غدیر چه چیزهایی اعلام شده است:

۱-تعداد جملات ۷۸۸ مورد

۲-تعداد کلمات ۲۵۶۰ مورد

۳-بیان اسماء و صفات پروردگار ضمن معارف توحیدی ۱۱۰ جمله

۴-عنوان معاشر الناس(ای مردم) ۵۷ مورد

۵-نام علی(ع) ۴۰ مورد

۶-عنوان امام 13مورد

۷-عنوان ولی (حاکم-سرپرست-صاحب الامر) 10 مورد

۸-عنوان امیرالمؤمنین 10مورد

۹-عنوان وصی 5 مورد

۱۰-عنوان خلیفه 3 مورد

۱۱-عنوان اخ(برادر) 4 مورد

۱۲- فضایل علی(ع) ۱۹۸ مورد

۱۳- نام حسن(ع) ۲ مورد

۱۴- نام حسین ۲ مورد

۱۵-اشاره به امامت امام حسن و امام حسین (ع) 3 مورد

۱۶-اشاره به حضرت مهدی(عج) 3 مورد

۱۷- نام حضرت مهدی(ع) ۴ مورد

۱۸-بیان اصول قیام و ظهور حضرت مهدی(عج) 18 مورد

۱۹-ولایت ائمه 10 مورد

۲۰-طریقه و تاکید بر بیعت 10 مورد

۲۱- آیات قرآن ۶۲ آیه

۲۲-روایات خطبه در متون اهل سنت ۳۰۰ مورد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 14:25  توسط مرتضی   | 

صفات شیعه

ابو بصیر گفت:امام صادق(ع)فرمود:شیعیان ما پرهیزگار،کوشا در کار خیر،وفادار، امانتدار و اهل زهد و عبادتند.در هر شبانه روز ،پنجاه یک رکعت نماز می گذارند.شبها را [به عبادت] بیدارند و روزها را روزه می گیرند.زکات مالشان رت می دهند و حجّ خانه ی خدا را بجا می آورند و از هر کار حرامی دوری می کنند. (بحارالانوار،جلد65،صغحه167،حدیث23

 

حسین بن خالد گفت:حضرت رضا(ع)فرمود:شیعیان ما تسلیم امر ما هستند و به فرمایشات ما عمل می کنند، با دشمنان ما مخالفند. پس هر کس این گونه نباشد، از ما نیست. (بحارالانوار،جلد65،صفحه168،حدیث24

 

ابان بن عثمان گفت:امام صادق(ع) فرمود:هر کس تقیه نمی کند،دین ندارد،و هر کس پرهیز از گناه نمی کند ایمان ندارد. (بحارالانوار،جلد64،صفحه303،حدیث34

 

مفضّل بن عمر گفت:امام صادق(ع)فرمود:دروغ می گوید کسی که گمان می کند از شیعیان ماست، در حالی که به غیر ما تمسّک می جوید. (یحارالانوار،جلد2،صغحه98،حدیث49

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 14:0  توسط مرتضی   | 

دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 13:20  توسط مرتضی   | 

آیات و روایات

عيد ولايت در قرآن

برترين نعمت معنوى

در سراسر جهان هستى همه نعمت‏هاى مادى و معنوى از سوى خداى سبحان است: »و ما بكم من نعمة فمن اللّه«؛ نعمتهايى كه1 انسانهاى عادى هرگز توان شمارش آن را ندارند: »و إن تعدّوا نعمة اللّه لا تحصوها«2. خداى سبحان در قرآن كريم گاهى از نعمتهاى مادى و روزيهاى ظاهرى، مانند آسمان، زمين، آفتاب و ماه ياد مى‏كند و گاهى از نعمتهاى معنوى و باطنى؛ چنانكه به عيساى مسيح مى‏فرمايد: إذ قال الله يا عيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على والدتك إذ أيّدتك بروح القدس تكلّم الناس فى المهد و كهلاً و إذ علّمتك الكتاب و الحكمة و التورية و الإنجيل و إذ تخلق من الطّين كهيئة الطّير بإذنى فتنفخ فيها فتكون طيراً بإذنى و تبرئ الأكمه و الابرص بإذنى و إذ تخرج الموتى باذنى.3 به ياد نعمتهايى باش كه به تو و مادرت مريم دادم، آنگاه كه تو را به روح القدس تأييد كردم كه در گهواره و نيز در ميانسالى با مردم سخن گفتى و آنگاه كه تو را كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم و آنگاه كه به اذن من از گلف به شكل پرنده مى‏ساختى، پس در آن مى‏دميدى و به اذن من پرنده‏اى مى‏شد و كور مادرزاد و پيس را به اذن من شفا مى‏دادى و آنگاه كه مردگان را به اذن من [زنده از قبر] بيرون مى‏آوردى. درباره بنى اسرائيل نيز نعمتهايى محدود را يادآورى كرده، مى‏فرمايد: يا بنى اسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم.4 اى بنى‏اسرائيل، به ياد نعمتهايى باشيد كه به شما ارزانى داشتم. نعمتهاى معنوى مراتب و درجاتى دارد و در ميان آنها برترين نعمت، رسالت و امامت است. از اين رو در قرآن كريم از هر دو نعمت به »منت« (نعمت سنگين و توان فرسايى كه حمل و هضم آن دشوار باشد، نه منت زبانى) تعبير مى‏كند، درباره رسالت و بعثت پيامبران مى‏فرمايد: لقد منّ اللّه على المؤمنين إذ بعث فيهم رسولاً من أنفسهم.5 و درباره امامت نيز مى‏فرمايد: و نريد أن نمنّ على الّذين استضعفوا فى الأرض و نجعلهم ائمّة و نجعلهم الوارثين6. زيرا پيامبر و امام تأمين كنندگان سعادت ابدى انسان هستند. فرشتگان با همه قداست و شرافتى كه دارند، تنها مى‏توانند واسطه فيض باشند، ولى نمى‏توانند هدايت و رهبرى مستقيم جامعه بشرى را بر عهده بگيرند. موجود كامل و جامعى كه مى‏تواند فيض الهى را معصومانه از خدا دريافت كند و معصومانه به جوامع بشرى ابلاغ كند و خود نيز معصومانه به آن عمل كند، انسان كامل، مانند پيامبر و امام است. از اين رو خداى سبحان در قرآن كريم بر نبوت و امامت كه جامع آن دو »ولايت« است تكيه كرد و آن را مورد امتنان قرار داد، در حالى كه درباره آفرينش آسمانها و زمين و بهشت و قيامت به منت ياد نكرد؛ زيرا آسمانهإ؛ و زمين گر چه بزرگ است، ليكن در برابر نعمت سنگين و توانفرساى7 رسالت و امامت كوچك است. درباره رسالت و امامت نيز در قرآن كريم تنها درباره جريان غدير خم و ولايت امير مؤمنان، عليه‏السلام، تعبير منحصر به فرد »اتمام نعمت« آمده است: اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى8. سخن از »انعمت عليكم« نيست، بلكه خداوند مى‏فرمايد: أتممت عليكم نعمتى. نعمتم را بر شما تمام كردم. يعنى همانطور كه نبوت و رسالت پيامبر اكرم، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، كاملترين نبوت و رسالت است و پس از آن نبوتى نيست، ولايت و امامت على و اولاد على، عليهم‏السلام، نيز كاملترين ولايت و امامت است و پس از آن امامتى نيست. از منظر قرآن كريم در غديرخم كه عيد بزرگ ولايت است، نعمتهاى معنوى الهى به برترين حد و بالاترين نصاب خود رسيد و چون نعمتى برتر از ولايت على و اولاد على، عليه‏السلام، نيست، عيد غدير برترين اعياد امت اسلامى است و اعتقاد به ولايت تكوينى و تشريعى امامان معصوم، عليه‏السلام، و باور داشتن وساطت و شفاعت و وسيله بودن آنان از مهمترين بركاتى است كه نصيب امت اسلامى شده است .

جهت خواندن جزئیات بیشتر به ادامه مطلب ...   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 10:33  توسط مرتضی   | 

امامت و تشیع

امامت و تشیع

امامت‏يكى از مسائل اساسى و زيربنايى مذهب تشيع است. امامت از ديدگاه تشيع، زعامت و رهبرى امت در امور معاش و معاد مى‏باشد (1) كه مساله‏اى سياسى - دينى بشمار مى‏رود و از روز نخست، شيعه بر آن پايدار مانده و پيوسته در حال مبارزه با سلطه‏هاى جور بوده است. امام، از نظر شيعه يك رهبر سياسى و پيشواى دينى به حساب مى‏آيد كه هر دو سمت را با هم جمع كرده و هر دو جهت را عهده‏دار است. شيعه از روز نخست، در تمامى حركتها و اقدامات سياسى خود، حتى مانند پذيرفتن زمامدارى و ولايت از جانب خلفاى وقت، از امام معصوم عصر خويش دستور مى‏گرفتند، يا رخصت دريافت مى‏داشتند و اين بدين معنى بود كه امام عصر خويش را رهبر سياسى به حق مى‏دانستند. و امامان نيز همواره خلفا را غاصب حق خويش مى‏شمردند. پيامبر اسلام، با بدست آوردن قدرت و نيروى مردمى، دو عمل سياسى چشمگير انجام داد، يكى تشكيل امت و ديگر تاسيس دولت. پيامبر اسلام با مطرح كردن برادرى اسلامى، يك وحدت ملى منسجم و مستحكم بر پايه و اساس دين بوجود آورد كه اين خود يكى از بزرگترين كارهاى سياسى او بود كه با تلاش فراوان انجام گرفت و اين وحدت ملى به نام «امت اسلامى‏» هنوز پابرجاست و از اساسى‏ترين پايه‏ها در جهت‏دهى به سياست اسلامى به حساب مى‏آيد. مساله تشكيل دولت و برقرارى پيمانهاى سياسى و انتظامات داخلى و ساختار ادارى و اجتماعى كه پايه‏گذارى آن در عهد رسالت انجام گرفت و سپس ادامه و توسعه يافت، همگى از يك انديشه سياسى اسلامى برخاسته كه پيامبر اكرم پايه‏گذار آن بوده است. همه جنگها و صلحها و قراردادهاى منعقده با قبائل و كشورها كه در عهد رسالت انجام گرفت، و خلفاى پس از وى بر همان شيوه رفتار مى‏كردند، حاكى از ديد سياسى است كه از شريعت اسلام نشات گرفته و ريشه دينى و الهى دارد.

جهت خواندن جزئیات بیشتر به ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 10:1  توسط مرتضی   | 

امامت در قرآن

امامت در قرآن

از آياتى كه به اتفاق شيعه و اهل سنت در شأن اميرمؤمنان على، عليه‏السلام، نازل شده آيه 55 سوره مائده است كه به »آيه ولايت« مشهور شده است؛ در اين آيه مى‏خوانيم: إنّما وليّكم اللّه و رسوله و الّذين امنوا الّذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون. جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى‏خوانند و همچنان كه در ركوعند انفاق مى‏كنند. در تفسير »مجمع‏البيان« در شأن نزول اين آيه روايتى نقل شده كه شنيدنى است؛ ابوذر غفارى روزى تعدادى از مردم را كه به همراه جمعى از ياران رسول خدا، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در كنار زمزم نشسته بودند، خطاب قرار داده و مى‏گويد: اى مردم! هر كس كه مرا مى‏شناسد كه مى‏شناسد، و هركس كه نمى‏شناسد من خودم را به او معرفى مى‏كنم؛ من جندب بن جناده بدرى، ابوذر غفارى هستم، من با اين دو [گوشم] شنيدم - كر شوم اگر چنين نباشد - و با اين دو [چشمم] ديدم - كور شوم اگر چنين نباشد - كه رسول خدا، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، مى‏فرمود: »على [عليه‏السلام] رهبر و پيشواى نيكان و كشنده كافران است. هر كس او را يارى كند يارى مى‏شود و هركس او را خوار و بى پناه كند خوار و بى پناه مى‏شود.« بدانيد روزى از روزها نماز ظهر را با رسول خدا، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در مسجد مى‏خواندم، مستمندى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى كمك كرد، اما كسى چيزى به او نداد، او دست را به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! تو شاهد باش كه من در مسجد رسول خدا تقاضاى كمك كردم ولى كسى چيزى به من نداد. در همين حال على، عليه‏السلام، كه در حال ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود، كه انگشترى در آن بود، به او اشاره كرد. مرد مستمند نزديك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بيرون آورد. پيامبر اسلام، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، كه در حال نماز بود اين ماجرا را مشاهده كرد؛ هنگامى كه از نماز فارغ شد. سر به سوى آسمان بلند كرد و چنين گفت: »اى پروردگار من! سينه مرا گشاده گردان و كار مرا آسان ساز و گره از زبان من بگشاى تا گفتار مرا بفهمند و ياورى از خاندان من براى من قرار داده، برادرم هارون را. پشت مرا بدو محكم كن و در كار من شريكش گردان« پس قرآن ناطق را1 بر او فرستادى كه »تو را به برادرت قويدست خواهيم كرد و برايتان حجتى قرار مى‏دهيم. به سبب نشانه‏هايى كه شما را داده‏ايم، به شما دست نخواهند يافت.« بار خدايا! م2 محمد، پيامبر تو و برگزيده تو هستم، سينه مرا براى من گشاده گردان، كار مرا آسان ساز و ياورى از خاندانم، على را، براى من قرار داده و پشت مرا بدو محكم كن!« ابوذر مى‏گويد: »پيامبر خدا هنوز سخنش را به پايان نبرده بود كه جبرئيل از سوى خدا بر او نازل شد و گفت: »اى محمد! بخوان!« گفت: »چه بخوانم؟« گفت: »بخوان: جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى‏خوانند و همچنان كه در ركوعند انفاق مى‏كنند«3.

پى‏نوشتها:

1. سوره طه (20)، آيه 25-32.
2. سوره قصص (28)، آيه 35.
3. الطبرسى، ابوعلى الفضل بن الحسن، مجمع‏البيان فى تفسير القرآن، ج3، ص347-346؛ همچنين ر.ك: احقاق الحق، ج2: ص410-399؛ الشوكانى، فتح القدير، ج2 ص50؛ المتقى الهندى، كنزالعمّال

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 22:40  توسط مرتضی   | 

امامت به عنوان اصل دین

امامت در لغت به معناى پيشوايى و رهبرى است و هر كسى كه متصدى رهبرى گروهى شود ((امام)) ناميده مى شود خواه در راه حق باشد يا در راه باطل. چنانكه در قرآن كريم, واژه ((ائمه الكفر)) درباره سران كفار بكار رفته است, و كسى كه نماز گزاران به او اقتدا مى كنند ((امام جماعت)) ناميده مى شود. اما در اصطلاح علم كلام, امامت عبارت است از: ((رياست همگانى و فراگير بر جامعه اسلامى در همه امور دينى و دنيوى)). و ذكر كلمه ((دنيوى)) براى تاكيد بر وسعت قلمرو امامت است, و گرنه تدبير امور دنيوى جامعه اسلامى, جزيى از دين اسلام است . از ديدگاه شيعه, چنين رياستى هنگامى مشروع خواهد بود كه از طرف خداى متعال باشد, و كسى كه اصالهً (و نه به عنوان نيابت) داراى چنين مقامى باشد معصوم از خطا در بيان احكام و معارف اسلامى و يز مصون از گناهان خواهد بود. و در واقع, امام معصوم همه منصب هاى پيامبر اكرم (ص) بجز نبوت و رسالت را دارد و هم سخنان او در تبيين حقايق و قوانين و معارف اسلام, حجت است و هم فرمانهاى وى در امور مختلف حكومتى, واجب الاطاعه مى باشد. بدين ترتيب, اختلاف شيعه و سنى در موضوع امامت, در سه مساله ظاهر مى شود:نخست آنكه امام بايد از طرف خداى متعال, نصب شود. دوم آنكه بايد داراى علم خدادادى و مصون از خطا باشد. سوم آنكه بايد معصوم از گناه باشد. البته معصوم بودن, مساوى با امامت نيست زيرا باعتقاد شيعه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها هم معصوم بودند هر چند مقام امامت را نداشتند, چنانكه حضرت مريم سلام الله عليها نيز داراى مقام عصمت بوده اند و شايد در ميان اوليا خدا كسان ديگرى نيز چنين مقامى را داشته اند هر چند ما اطلاعى از آنان نداريم و اساساً شناختن شخص معصوم جز از طريق معرفى الهى, ميسر نيست.

جهت خواندن جزئیات بیشتر به ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 20:39  توسط مرتضی   | 

خطبه غدیر و ترجمه آن

1.اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ وَدَنا فى تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فى سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فى اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً وَ هُوَ فى مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ (وَ مَجيداً لايَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعيداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَيْهِ يَعُودُ).

2.بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِى الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُالْأَرَضينَ وَالسّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ. كَريمٌ حَليمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ.

3.لا يَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلايُبادِرُ إِلَيْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَيْهِ اَلْمَكْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَيْهِ الْخَفِيّاتُ.

4.لَهُ الْإِحاطَةُ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ، والغَلَبَةُ على كُلِّ شَى‏ءٍ والقُوَّةُ فى كُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلى‏ كُلِّ شَئٍ وَلَيْسَ مِثْلَهُ شَىْ‏ءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّىْ‏ءِ حينَ لاشَىْ‏ءَ دائمٌ حَىٌّ وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُالْحَكيمُ.

5. جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطيفُ الْخَبيرُ. لايَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعايَنَةٍ، وَلايَجِدُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَمِنْ سِرٍّ وَ عَلانِيَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلى‏ نَفْسِهِ.

6.وَأَشْهَدُ أَنَّهُ اَللَّهُ ألَّذى مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذى يَغْشَى الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذى يُنْفِذُ أَمْرَهُوَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ يَشاءُ فَيُمْضي، وَيُريدُ فَيَقْضي، وَيَعْلَمُ فَيُحْصي، وَيُميتُ وَيُحْيي، وَيُفْقِرُ وَيُغْني، وَيُضْحِكُ وَيُبْكي، (وَيُدْني وَ يُقْصي) وَيَمْنَعُ وَ يُعْطى، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.

7.يُولِجُ الَّليْلَ فِى النَّهارِ وَيُولِجُ النَّهارَ فىِ الَّليْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزيزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجيبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِى الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذى لايُشْكِلُ عَلَيْهِ شَىْ‏ءٌ، وَ لايُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخينَ وَلايُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّينَ.

8.اَلْعاصِمُ لِلصّالِحينَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحينَ، وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَرَبُّ الْعالَمينَ. الَّذِى اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ يَشْكُرَهُ وَيَحْمَدَهُ (عَلى‏ كُلِّ حالٍ).

9.أَحْمَدُهُ كَثيراً وَأَشْكُرُهُ دائماً عَلَى السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطيعُ وَأُبادِرُ إِلى‏ كُلِّ مايَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فى طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ اللَّهُ الَّذى لايُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَلايُخافُ جَورُهُ.

10. وَأُقِرُّلَهُ عَلى‏ نَفْسى بِالْعُبُودِيَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَأُؤَدّى ما أَوْحى بِهِ إِلَىَّ حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بى مِنْهُ قارِعَةٌ لايَدْفَعُها عَنّى أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حيلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ - لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنى أَنِّى إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لى تَبارَكَ وَتَعالَى الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَاللَّهُ الْكافِى الْكَريمُ.

11. فَأَوْحى إِلَىَّ: (بِسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ، يا أَيُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ــ فى عَلِىٍّ يَعْنى فِى الْخِلاَفَةِ لِعَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ ــ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).

12. مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فى تَبْليغِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى إِلَىَّ، وَ أَنَا أُبَيِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآيَةِ: إِنَّ جَبْرئيلَ هَبَطَ إِلَىَّ مِراراً ثَلاثاً يَأْمُرُنى عَنِ السَّلامِ رَبّى - وَ هُوالسَّلامُ - أَنْ أَقُومَ فى هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْيَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِىَّ بْنَ أَبى طالِبٍ أَخى وَ وَصِيّى وَ خَليفَتى (عَلى‏ أُمَّتى) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدى، الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى‏ إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِىَّ بَعْدى وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ،

13. وَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى‏ عَلَىَّ بِذالِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ (هِىَ): (إِنَّما وَلِيُّكُمُ‏اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُواالَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ و وَيُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)، وَ عَلِىُّ بْنُ أَبى طالِبٍ الَّذى أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى‏الزَّكاةَ وَهُوَ راكِعٌ يُريدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فى كُلِّ حالٍ.

14. وَسَأَلْتُ جَبْرَئيلَ أَنْ يَسْتَعْفِىَ لِىَ (السَّلامَ) عَنْ تَبْليغِ ذالِكَ إِليْكُمْ - أَيُّهَاالنّاسُ - لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَكَثْرَةِ الْمُنافِقينَ وَإِدغالِ اللّائمينَ وَ حِيَلِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِالْإِسْلامِ، الَّذينَ وَصَفَهُمُ‏اللَّهُ فى كِتابِهِ بِأَنَّهُمْ يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَيْسَ فى قُلوبِهِمْ، وَيَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَاللَّهِ عَظيمٌ.

15. وَكَثْرَةِ أَذاهُمْ لى غَيْرَ مَرَّةٍ حَتّى‏ سَمَّونى أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّى كَذالِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِيّاىَ وَ إِقْبالى عَلَيْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّى) حَتّى‏ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فى ذالِكَ (وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذونَ النَّبِىَّ وَ يَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ ـ (عَلَى‏الَّذينَ يَزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) ـ خَيْرٍ لَكُمْ، يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ) الآيَةُ. وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّىَ الْقائلينَ بِذالِكَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّيْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَيْهِمْ بِأَعْيانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَيْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلكِنِّى وَاللَّهِ فى أُمورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ.

16. وَكُلُّ ذالِكَ لايَرْضَى اللَّهُ مِنّى إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ)، ثُمَّ تلا: (يا أَيُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ - فى حَقِّ عَلِىٍّ - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).

ترجمه خطبه غدیر

1.ستايش خداى راسزاست كه در يگانگى‏اش بلند مرتبه و در تنهايى‏اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش‏اش بزرگ است. ب‏آن‏كه مكان گيرد و جابه ‏جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامى آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگىِ او را پايانى نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامى امور به سوى اوست.

2.اوست آفريننده آسمان‏ها و گستراننده زمين‏ها و حكمران آن‏ها. دور و منزه از خصايص آفريده‏هاست و در منزه‏بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونى‏بخش آفريده‏ها و نعمت ده ايجاد شده‏هاست. به يك نيم نگاه ديده‏ها را ببيند و ديده‏ها هرگز او را نبينند. كريم و بردبار و شكيباست. رحمت‏اش جهان‏شمول است و عطايش منّت‏گذار.

3.در انتقام بى‏شتاب و در كيفر سزاواران عذاب صبور و شكيباست؛ بر نهان‏ها آگاه و بر درون‏ها دانا، پوشيده‏ها بر او آشكار و پنهان‏ها بر او روشن است.

4.اوراست فراگيرى و چيرگى بر هر هستى. نيروى آفريدگان از او و توانايى بر هر پديده ويژه اوست. او را همانندى نيست و هموست ايجادگر هر موجود در تاريكستان لاشَى‏ء، جاودانه و زنده و عدل‏گستر؛ جز او خداوندى نباشد و اوست ارجمند و حكيم.

5.ديده‏ها را بر او راهى نيست و اوست دريابنده ديده‏ها. بر پنهانى‏ها آگاه و بر كارها داناست. كسى از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگى او از نهان و آشكار دست نيابد مگر او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند.

6.گواهى مى‏دهم كه او «اللّه» است؛ همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگير و نورش ابديت را شامل است. بى‏مشاور، فرمانش را اجرا، بى‏شريك تقديرش را امضا و بى‏ياور سامان‏دهى فرمايد. صورت آفرينش او را الگويى نبوده و آفريدگان را بدون ياور و رنج و چاره‏جويى، هستى بخشيده است. جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است. پس اوست «اللّه» كه معبودى به جز او نيست؛ همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرينشش زيبا. دادگرى است كه ستم روا نمى‏دارد و كريمى كه كارهابه او بازمى‏گردد. و گواهى مى‏دهم كه او «اللّه» است كه آفريدگان در برابر بزرگى‏اش فروتن و در مقابل عزتش رام و به توانايى‏اش تسليم و به هيبت و بزرگى‏اش فروتن‏اند. پادشاه هستى‏ها و چرخاننده سپهرها و رام‏كننده آفتاب و ماه كه هريك تا اَجَل معين جريان يابند. او پرده‏ى شب را به روز و پرده‏ى روز را - كه شتابان در پى شب است به شب پيچد. اوست شكننده‏ى هر ستمگر سركش و نابودكننده‏ى هر شيطان رانده‏شده. نه او را ناسازى باشد و نه برايش انباز و مانندى. يكتا و بى‏نياز، نه زاده و نه زاييده‏شده، او را همتايى نبوده، خداوند يگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نمايد. بداند و بشمارد. بميراند و زنده كند. نيازمند و بى‏نياز گرداند. بخنداند و بگرياند. نزديك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. اوراست پادشاهى و ستايش. به دست تواناى اوست تمام نيكى. و هموست بر هر چيز توانا.

7.شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودى جز او نيست؛ گران‏مايه و آمرزنده؛ اجابت‏كننده‏ى دعا و افزاينده‏ى عطا، بر شمارنده‏ى نَفَس‏ها؛ پروردگار پرى و انسان. چيزى بر او مشكل ننمايد، فريادِ فريادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نياورد.

8.نيكوكاران را نگاهدار، رستگاران را يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است.

9.او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه مى‏گويم برشادى و رنج و بر آسايش و سختى و به او و فرشتگان و نبشته‏ها و فرستاده‏هايش ايمان داشته، فرمان او را گردن مى‏گذارم و اطاعت مى‏كنم و به سوى خشنودى او مى‏شتابم و به حكم او تسليمم؛ چرا كه به فرمانبرى او شايق و از كيفر او ترسانم. زيرا او خدايى است كه كسى از مكرش در امان نبوده و از بى‏عدالتيش ترسان نباشد (زيرا او را ستمى نيست).

10. و اكنون به عبوديت خويش و پروردگارى او گواهى مى‏دهم. و وظيفه خود را در آن چه وحى شده انجام مى‏دهم مباد كه از سوى او عذابى فرود آيد كه كسى ياراى دورساختن آن از من نباشد هر چند توانش بسيار و دوستى‏اش (با من) خالص باشد - معبودى جز او نيست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آن‏چه (درباره‏ى على) نازل كرده به مردم نرسانم، وظيفه‏ى رسالتش را انجام نداده‏ام. و خداوند تبارك و تعالى امنيت از [آزار] مردم را برايم تضمين كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.

11. پس آن‏گاه خداوند چنين وحى‏ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. اى فرستاده‏ى ما! آن‏چه از سوى پروردگارت درباره‏ى على و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنه‏رسالت خداوندى را به انجام نرسانده‏اى و او تو را از آسيب مردمان نگاه مى‏دارد.»

12. هان مردمان! آن‏چه بر من فرود آمده در تبليغ آن كوتاهى نكرده‏ام و حال برايتان سبب نزول آيه را بيان مى‏كنم: همانا جبرئيل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوى سلام، پروردگارم - كه تنها او سلام است - فرمانى آورد كه در اين مكان به‏پا خيزم و به هر سفيد و سياهى اعلام كنم كه علىّ‏بن ابى‏طالب برادر، وصى و جانشين من در ميان امت و امام پس از من بوده.جايگاه او نسبت به من به‏سان هارون نسبت به موسى است، ليكن پيامبرى پس از من نخواهد بود او (على) صاحب اختيارتان پس از خدا و رسول است.

13. و پروردگارم آيه‏اى بر من نازل فرموده كه: «همانا ولى، صاحب اختيار و سرپرست شما، خدا و پيامبر او و ايمانيانى هستند كه نماز به‏پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏پردازند.» و هر آينه علىّ‏بن ابى‏طالب نماز به‏پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پيوسته خداخواه است.

14. و من از جبرئيل درخواستم كه از خداوند سلام اجازه كند و مرا از اين مأموريت معاف فرمايد. زيرا كمى پرهيزگاران و فزونى منافقان و دسيسه‏ى ملامت‏گران و مكر مسخره‏كنندگان اسلام را مى‏دانم؛ همانان كه خداوند در كتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را مى‏گويند كه در دل‏هايشان نيست و آن را اندك و آسان مى‏شمارند حال آن كه نزد خداوند بس بزرگ است.»

15. و نيز از آن روى كه منافقان بارها مرا آزار رسانيده تا بدانجا كه مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور] ناميده‏اند، به خاطر همراهى افزون على با من و رويكرد من به او و تمايل و پذيرش او از من، تا بدانجا كه خداوند در اين موضوع آيه‏اى فرو فرستاده: «از آنانند كسانى كه پيامبر خدا را مى‏آزارند و مى‏گويند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آرى سخن شنو است. ـ بر عليه آنان كه گمان مى‏كنند او تنها سخن مى‏شنود ـ ليكن به خير شماست، او (پيامبر صلى ‏الله عليه و آله و سلم) به خدا ايمان دارد و مؤمنان را تصديق مى‏كند و راستگو مى‏انگارد.» و اگر مى‏خواستم نام گويندگان چنين سخنى را بر زبان آورم و يا به آنان اشارت كنم و يا مردمان را به سويشان هدايت كنم [كه آنان را شناسايى كنند] مى‏توانستم، ليكن سوگند به خدا در كارشان كرامت نموده لب فروبستم.

16. با اين حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر اين‏كه آن چه در حق على فروفرستاده به گوش شما برسانم. سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنين خواند: «اى پيامبر ما! آن‏چه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده - در حق على - ابلاغ كن وگرنه كار رسالتش را انجام نداده‏اى. و البته خداوند تو را از آسيب مردمان نگاه مى‏دارد.»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 16:45  توسط مرتضی   | 

تفسیر خطبه غدیر

 حمد و ثناي اللهي

حمد و سپاس خدايی را كه در يگانگي خود بلند مرتبه، و در تنهايي و فرد بودنش نزديك است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظيم است.
علم او به همه چيز احاطه دارد در حالي كه در جاي خود است، و همه مخلوقات با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد. هميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود. صاحب عظمتي كه از بين رفتني نيست. ابتدا كننده و بازگرداننده اوست و هر كاري به سوي او باز مي گردد.
به وجود آورنده بالا برده شده ها (آسمان ها و افلاك) و پهن كننده گسترده ها (زمين)، يگانه حكمران زمين ها و آسمان ها، پاك و منزّه و تسبيح شده، پروردگار ملائكه و روح، تفضّل كننده بر همه آنچه خلق كرده، و لطف كننده بر هر آنچه به وجود آورده است. هر چشمي زير نظر اوست ولي چشم ها او را نمي بينند. كَرم كننده و بردبار و تحمّل كننده است. رحمت او همه چيز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است.
در انتقام گرفتن خود عجله نمي كند و به آنچه از عذابش كه مستحقّ آنند مبادرت نمي ورزد. باطن ها و سريره ها را مي فهمد و ضماير را مي داند، و پنهان ها بر او مخفي نمي ماند و مخفي ها بر او مشتبه نمي شود. او راست احاطه بر هر چيزي و غلبه بر همه چيز و قوّت در هر چيزي و قدرت بر هر چيزي، و مانند او شيئي نيست. اوست به وجود آورنده شي (چيز) هنگامي كه چيزي نبود. دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است.
خداوندي جز او كه با عزت و حكيم است نیست. بالاتر از آن است كه چشمها او را درك كنند ولي او چشمها را درك مي كند و او لطف كننده و آگاه است. هيچكس نمي تواند با ديدن به صفت او راه يابد، و كسي به چگونگي او از سر و آشكار دست نمي يابد، مگر به آنچه خود خداوند عزوجل راهنمايي كرده است. گواهي مي دهم به او كه اوست خدا، خدايي كه قُدس و پاكي و منزّه بودن او روزگار را پر كرده است.
او كه نورش ابديّت را فرا گرفته است. او كه دستورش را بدون مشورتِ مشورت كننده اي اجرا مي كند و در تقديرش شريك ندارد و در تدبيرش كمك نميشود. آنچه ايجاد كرده بدون نمونه و مثالي تصوير نموده و آنچه خلق كرده بدون كمك از كسي و بدون زحمت و بدون احتياج به فكر و حيله خلق كرده است. آنها را ايجاد كرد پس به وجود آمدند و خلق كرد پس ظاهر شدند. پس اوست خدايي كه جز او خدايي نيست. صنعت او محكم و كار او زيباست.
عادلي كه ظلم نمي كند و كرم كننده اي كه كارها به سوي او باز مي گردد. شهادت مي دهم اوست خدايي كه همه چيز در مقابل عظمت او تواضع كرده و همه چيز در مقابل عزّت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شده اند.
پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاك و مسخّر كننده آفتاب و ماه، كه همه با زمان ِتعيين شده در حركت هستند. شب را بر روي روز و روز را بر روي شب مي گرداند، كه به سرعت در پي آن مي رود. در هم شكننده هر زور گوي با عناد، و هلاك كننده هر شيطان سر پيچ و متمرّد. براي او ضدّي و همراه او معارضي نبوده است. يكتا و بي نياز است. زاييده نشده و نمي زايد، و براي او هيچ همتايي نيست. خداي يگانه و پرودگار با عظمت. مي خواهد پس به انجام مي رساند، و اراده مي كند پس مقدّر مي نمايد، و مي داند پس به شماره مي آورد.
مي ميراند و زنده مي كند، فقير مي كند و غني مي نمايد، مي خنداند و مي گرياند، نزديك مي كند و دور مي نمايد، منع مي كند و عطا مي نمايد. پادشاهي از آن ِاو و حمد و سپاس براي اوست. خير به دست اوست و او بر هر چيزي قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو مي برد.
نيست خدايي جز او كه با عزّت و آمرزنده است. اجابت كننده دعا، بسيار عطا كننده دعا، بسيار عطا كننده، شمارنده نَفَس ها و پرودگار جن ّو بشر، كه هيچ امري بر او مشكل نمي شود، و فرياد دادخواهان او را منضجر نمي كند، و اصرارِ اصرار كنندگانش او را خسته نمي نمايد.
نگهدارنده صالحين و موفّق كننده رستگاران و صاحب اختيار مومنان و پروردگار عالميان. خدايي كه از آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالي شكر و سپاس گويند. او را سپاس بسيار مي گويم و دائماً شكر مي نمايم، چه در آسايش و چه در گرفتاري، چه در حال شدت و چه در حال آرامش.
و به او و ملائكه اش و كتاب ها و پيامبرانش ايمان مي آورم. دستور او را گوش مي دهم و اطاعت مي نمايم و به آنچه او را راضي مي كند مبادرت مي ورزم و در مقابل مقدرات او تسليم مي شوم به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا كه اوست خدايي كه نمي تواند از مكر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداريم (يعني ظلم نمي كند).

برای خواندن ادامه مطلب به ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 13:20  توسط مرتضی   | 

رخداد غدیر

از آغاز ذی القعده سال دهم هجری که مقارن با آخرین سال زندگانی پیامبر بود به تمام مناطق مسلمان نشین و طوائف و قبائل مسلمان عربستان خبر داد كه وی در این ماه به مكه معظمه خواهد رفت و مراسم عمره و حج را به جای خواهد آورد و بدین ترتیب بزرگترین اجتماع مسلمانان شکل گرفت، که معروف به حجة‌الوداع است .با پايان حج محمد به سرعت دستور حركت جهت اجتماع در غدير خم را دادند حتی دوازده هزار از اهل يمن - كه برای رفتن به وطن خود بايد مسير ديگری را می‏رفتند - به دستور او با كاروان مسلمانان همراه شدند :در ميان راه مكه و مدينه در غدير خم، آیه قرآن نازل گرديد ای پيامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده (به مردم) برسان. اگر اين كار را نكنی، رسالت الهی را به انجام نرسانده‏ای و خداوند از مردم نگاه‏ات خواهد داشت.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 12:25  توسط مرتضی   |